<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران</title>
    <link>http://www.jicr.ir/</link>
    <description>فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مطالعه دیالکتیک تجربه‌زیسته بیگانگی و ادراک پدیداری از نهاد علم؛ مورد کاوش، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_560.html</link>
      <description>مطالعه تجربه‌زیسته بیگانگی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و زوایای گوناگون آن در پیوند با ادراک پدیداری آن‌ها از دانشگاه هدف مطالعه را تشکیل می‌دهد. 19 دانشجو، به‌وجهی هدفمند و بر پایه معیارهای شمول به‌عنوان آگاهی‌دهندگان پژوهش انتخاب شدند. داده‌یابی از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و کاوش در تجربیات با روش کلایزی صورت گرفت. 3 مضمون &amp;amp;laquo;استنکاف و انصراف از انتخاب پیشین، دروازه کردارها و گفتارهای بازاندیشانه پسین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تحقیر در نظاره فرصت‌های بر باد و هزینه‌های بر آب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رجحان‌یافتگی اضطرار مفارقت بر انتخاب متابعت&amp;amp;raquo; بازنمایی‌کننده تجربه‌زیسته بیگانگی آگاهی‌دهندگان هستند. پدیدار بیگانگی در پیوندِ همزمان با مناسبات درون‌دانشگاهی و زمینه‌های زیست‌شده برون‌دانشگاهی در دانشجویان متحقق می‌شود. در همین راستا، &amp;amp;laquo;برهم‌کنشی زندگی کنکوری و موفقیت تحصیلی کالایی‌شده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حک‌شدگی برساخته‌های بازار در مناسبات انتخاب رشته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فهم ذات‌انگار از نخبگی&amp;amp;raquo; زمینه‌های برون‌دانشگاهی مقدم بر تجربه‌زیسته بیگانگی دانشجویان را تشکیل می‌دهند. 4 مضمون &amp;amp;laquo;شریف؛ آمیزنده محاسبه‌پذیری و عقلانیت بازار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شریف؛ سکوی پرتاب به خارج از کشور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شریف؛ کارگزار جامعه‌پذیری ابزاربنیاد و درجه‌اندیش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شریف؛ هادم کثرت‌های هویتی&amp;amp;raquo; در حکم وجوه سازنده ادراک پدیداری دانشجویان از نهاد علم هستند. برساخت صورتبندی‌های انتقادی از انشقاق و چندپارگی‌های موجود درون‌وزارتخانه‌ای و میان‌وزارتخانه‌ای در خصوص شاخه‌های مختلف علوم، همنشین‌سازی علوم انسانی ازیک‌سو و علوم پزشکی و فنی‌مهندسی از سوی دیگر ذیل ملاحظات میان‌رشتگی و سرانجام، بازاندیشی‌های معطوف به انگاره وحدت علوم محوری‌ترین نتایج مطالعه را تشکیل می‌دهند. استخدام مفاد مذکور در مقام سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی نظام آموزش عمومی و عالی کشور به‌مراتب زمینه‌ساز فروکاهش و تعدیل تجربه‌زیسته بیگانگی در نهاد دانشگاه خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کموسوسیالیسم و فرهنگِ صلح‌ستیزی در ایران معاصر</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_561.html</link>
      <description>بخشی از علل صلح‌گریزی و صلح‌ستیزی فرهنگی است. مسئله این مقاله شناخت تأثیر ایدئولوژی غربِ سوسیال بر فرهنگ صلح‌ستیزی، غیریت‌سازی و تندروی در فرهنگ سیاسی ایران معاصر است. مفهوم کموسوسیالیسم با تلفیق دو کلمهٔ کمونیسم و سوسیالیسم ساخته شده و پرسش اصلی این است که فرهنگِ کموسوسیالیستی چگونه بر غیریت‌سازیِ، نارواداری و صلح‌ستیزی در فرهنگ سیاسیِ ایران معاصر مؤثر بوده است؟ پس از طرح یک بحث نظری و تعریف مفاهیم اصلی، مقاله به صورت کوتاه به مواجهه ایران با تجدد و غرب می‌پردازد سپس شکل‌گیری فرهنگ سیاسیِ ایران را در دهه‌های منتهی به انقلاب اسلامی در سال 1357 بحث می‌کند. در این بخش پنج جریانِ سازنده فرهنگ سیاسی در این دوره معرفی، و منابع شکل‌دهندهٔ این فرهنگ، و ادامه تأثیر و تأثر آن‌ها از یکدیگر بحث می‌شود. بخش بعدی به بازتولید فرهنگ سیاسیِ کموسوسیالیستی پس از انقلاب اسلامی و بازتولید آن تا به امروز اختصاص دارد. در قسمت آخر به ناهم‌خوانی فرهنگ سیاسیِ شکل‌گرفته با دین اسلام از یک سو، و پنج منبع اصیل ایرانی اسلامی از سوی دیگر اشاره شده است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد ایرانیان از زمان مواجهه با غرب و تجدد تا به امروز، از نظر نگرش و فرهنگ سیاسی، در عمل بیشتر از غرب سوسیال و به مراتب کمتر از غرب لیبرال متأثر بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه‌های بهره‌گیری از نظریه در پژوهش‌های جامعه‌شناسی؛ مروری نظام‌مند برای شناسایی چالش‌ها</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_551.html</link>
      <description>موضوع این‌تحقیق ناظر بر شیوه‌های بهره‌گیری دانشجویان جامعه‌شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش‌ها در این‌خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام‌مند 176 پژوهش در رشته جامعه‌شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به‌این‌نتیجه دست یافت که چالش‌های موجود را می‌توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت‌یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله‌گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق‌بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش‌فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق‌بودن نظریه). یافته‌ها گویای آن است که این‌مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می‌گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می‌توان به مهارت‌های فردی نیز نسبت داد. از این‌رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه‌پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین‌افق‌هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت‌های رایج و تقویت روحیه گفت‌وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین‌صورت، بهره‌گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ صلح از منظر جریان اندیشه‌ای صلح‌گرا در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_554.html</link>
      <description>این مقاله، با به‌کارگیری چارچوب نظری و روش &amp;amp;laquo;لایه‌ای در اندیشه‌پژوهی&amp;amp;raquo; به تحلیل ابعاد فرهنگ صلح از منظر جریان فکری صلح‌گرا در ایران دوران جمهوری اسلامی‌‌می‌پردازد. با تمرکز بر رویکرد فرهنگی به‌عنوان ‌یکی از خرده‌جریان‌های ‌این گفتمان، پژوهش در سه مرحله انجام شده است: 1) پیشااندیشه‌شناسی؛ تعیین سطح توصیف و تحلیل؛ 2) اندیشمندشناسی؛ شناسایی ۱۱ متفکر شاخص شامل بازرگان، داوری اردکانی، سروش، کدیور، ملکیان، مصلح، فراستخواه، علیخانی، امیرمحلاتی، مقصودی و منصورنژاد بر اساس شاخص‌های کیفی نظام‌مند فکری و کمی‌آثار منتشرشده؛ 3) اندیشه‌شناسی؛ تحلیل محتوای کیفی آثار. یافته‌ها نشان‌دهنده وجود زمینه‌های سیاسی-اجتماعی شکل‌دهنده فضای ناصلح، از جمله جنگ‌ ایران و عراق، تضادهای ‌ایدئولوژیک، و دوگانگی‌های گفتمانی بود. در مسئله‌شناسی فرهنگی، 9 چالش کلیدی شامل: نفوذ تمدن خشونت‌زای غرب، موانع گفت‌وگوی تمدن‌ها، فرهنگ سیاسی خشونت‌زا، آفات مطالعات قومی، مدرنیزاسیون ضدفرهنگی، نادیده‌گیری سازه‌های فکری بومی، ایدئولوژی‌های خشونت‌زا، رسوخ فرهنگ چپ مارکسیستی و خشونت جاهلی شناسایی شد. راهکارهای پیشنهادی متفکران در 7 محور دسته‌بندی شد: تحول فرهنگ سیاسی نخبگان، تلفیق فرهنگ صلح با توسعه پایدار، ترویج گفت‌وگوی بین‌فرهنگی، به‌کارگیری اندیشه عدم خشونت، آموزش صلح‌میان‌فرهنگی، تولید الهیات صلح مبتنی بر منابع دینی، و احیای مکتب‌ایرانی صلح. پژوهش بر ضرورت شبکه‌سازی نهادهای فرهنگی و اصلاح برنامه‌های آموزشی به‌عنوان پیش‌شرط نهادینه‌سازی فرهنگ صلح تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معناسازی و گفتمان‌سازی هویت قومی در شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_556.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت‌طلبی قومی ترک‌ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که شبکه‌های اجتماعی نوین، به‌ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان‌های قوم‌گرایانه بدل شده‌اند و می‌توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه‌شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت‌شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان‌ترکیسم بود. از میان ده‌ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال‌کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه‌ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه‌بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به‌طور مستمر بر برجسته‌سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم‌گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه‌های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده‌اند انسجام درون‌گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده‌ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه‌های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه‌های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می‌دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت‌های مقاومتی و گفتمان‌های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست‌گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه‌های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قابلیت‌های هنرهای روایی در پرورش فرهنگ صلح: جستاری فلسفی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_564.html</link>
      <description>این مقاله جستاری است فلسفی‌-تحلیلی در ظرفیت‌های هنرهای روایی برای پرورش فرهنگ صلح. برخلاف فهم اجمالی از صلح به مثابهٔ &amp;amp;laquo;غیاب جنگ&amp;amp;raquo;، نویسنده با اتکا بر فلسفهٔ فضیلت و یافته‌های روایت‌شناختی و روان‌شناختی می‌کوشد تا نشان دهد که صلحِ پایدار نیازمند فضائل درونی (همدلی، حکمت عملی، فروتنی معرفتی، عدالت‌خواهی، و خویشتن‌داری) افزون بر نهادهای پاسخگو است. روش پژوهش تلفیقی و میان‌رشته‌ای است: بازسازی نظریِ مفاهیم فضیلت‌گرایانه، تحلیل مفهومیِ سازوکارهای روایی، و خوانشِ متنیِ چهار مطالعهٔ موردیِ ایرانی: رمان سووشون، تئاتر مرگ یزدگرد، اپرای رستم و سهراب، و فیلم جداییِ نادر از سیمین. یافته‌ها نشان می‌دهند که روایت‌ها از راه پرورشِ تخیل اخلاقی، تقویتِ همدلی شناختی و عاطفی، آموزشِ حکمتِ عملیِ موقعیتی، تنظیم عاطفی، و سازمان‌دهیِ حافظهٔ جمعی، ظرفیت تبدیل نگرش به کنشِ صلح‌ساز را دارند. تحلیل مطالعات موردی نیز تأیید می‌کنند که هر شاخهٔ هنر روایی نقشی متمایز ایفا می‌کند: ادبیات در تمرینِ قضاوت موقعیتی، تئاتر در تعلیمِ گفت‌وگوی جمعی و چندصدایی، موسیقی روایی در مدیریتِ عواطف و نمادسازی، و فیلم در فراهم‌سازیِ موقعیت‌های پیچیدهٔ همدلی و نمایشِ نقشِ نهادها. مقاله همچنین بر ضرورت پیوندِ آثار روایی با سازوکارهای نهادی و برنامه‌های آموزشی تأکید می‌ورزد، تا اثرِ نمادین به تغییرِ ساختاری تبدیل شود. نتیجه این که هنرهای روایی می‌توانند جُزئی از زیربنای فرهنگی صلحِ ایجابی باشند؛ اما برای دفاع از وجود علیّتِ دقیق به پژوهش‌های تجربیِ طولی نیاز هست و این امر مقتضی تحقیقات آتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی فرایندهای عاملیت زنان در عرصه مجالس مذهبی تک جنسیتی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_557.html</link>
      <description>فضاهای شهری زمانی به مکان‌های موفق تبدیل می‌شوند که بتوانند محصول کنش‌های جمعی مردم باشند و در شکل‌دهی به آن نقش ایفا کنند. مفهوم فضای سوم رویکرد نوینی است که با تأکید ویژه بر فضا، شکل‌گیری امر اجتماعی، تنوع بخشیدن به زندگی روزمره، ارتباط با هم&amp;amp;lrm;نوعان و نگرش به جایگاه خود، تولید فضای شهری را نمایان می‌کند. زنان با شرکت در جلسات مذهبی نیاز به &amp;amp;laquo;در جمع بودن&amp;amp;raquo; را در مکانی فراهم می‌کنند که خودآگاه جمعی نسبت به &amp;amp;laquo;عمل به وظیفه دینی&amp;amp;raquo; وجود دارد و فضاهای ارتباطات اجتماعی خود را در سازگاری با عقاید رسمی و ارزش‌های تعریف شده در جامعه تولید می‌کنند. رویکرد این پژوهش کیفی و روش گراندد تئوری بوده‌است. جمعیت هدف این پژوهش 11 نفر از زنانی بوده&amp;amp;lrm;اند که به‌عنوان مبلغ یا شرکت&amp;amp;lrm;کننده در جلسات مذهبی حضور داشتند و به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. هسته مرکزی پژوهش عاملیت زنان و استمرار کردارهای اعتقادی استخراج شد. مقولات مرتبط با علل و انگیزه‌های پاسخگویان از شرکت در جلسات مذهبی شامل احساس تعلق به فضا، تنوع بخشی به زیست روزمره، مشارکت مدنی، معرفت افزایی بوده است که با راهبردهای شخصی همچون استفاده از برنامه‌های جانبی، نمایش سبک زندگی، انعکاس گرایش‌های سیاسی محقق شده‌ و پیامدهایی روان‌شناختی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی داشته است. مقولات مرتبط با زمینه‌ها در این فضای سوم شامل آشنایی با جلسات مذهبی از دوران کودکی، اعتقادات مذهبی، داشتن اوقات فراغت و بیکاری، وجود گروه‌های پیام رسان جلسات مذهبی و شرایطه مداخله‌گر نیز شامل کمبود فضای متناسب با اعتقادات، روزمرگی و مشگل گشایی بوده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که زنان در برابر فضاهای شهر منفعل نیستند و به‌طور دائمی معناهای خود را خلق می‌کنند. آنها با قرار گرفتن در نوعی ساختار فضایی متناسب با نظام ارزش‌های رسمی به بازتولید باورهای مرسوم می‌پردازند و عاملیت خود را با انتخاب انواع متفاوتی از جلسات مذهبی نشان می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام معنایی مدارا و بسترهای ناظر بر آن در اندیشه حافظ</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_566.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;مدارا&amp;amp;raquo; در زمره رویکردهایی است که حافظ مجدانه آن را به تلویح‌وتصریح مورد تأکید قرار داده‌است. هدف پژوهش رؤیت‌پذیرسازی نشانگان مدارا در اندیشه حافظ در پیوند با نقش‌مایه‌های اساسی حاکم بر قرن هشتم هجری است. مقاله مبتنی بر پرسش از چیستی &amp;amp;laquo;محوری‌ترین رئوس سازنده قرن هشتم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نشانگان مدارا در اندیشه حافظ&amp;amp;raquo; و نحوه &amp;amp;laquo;هم‌پیوندی صورت‌بندی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مسلط بر قرن هشتم از یک‌سو و نمود پدیداری مدارا در ذهن‌وجان حافظ از سوی‌دیگر&amp;amp;raquo; تنسیق یافته ‌است. داده‌های پژوهش شامل دیوان حافظ، شروح معتبر، منابع تاریخی و اظهارات مصاحبه‌ای 20 نفر از اعضای هیئت علمی رشته‌های منتخب از علوم انسانی است. در پی یادداشت‌برداری از منابع کتابخانه‌ای و پیاده‌سازی مصاحبه‌ها، داده‌کاوی با روش تحلیل مضمون به‌ انجام‌ رسید. بر اساس یافته‌ها، زمانه حافظ حسب 5 مضمون &amp;amp;laquo;وابستگی نهادی دین‌ودانش به قدرت سیاسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ساخت ناپایدار قدرت؛ ناامنی سیاسی متزاید&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عزت نفاق و تدلیس؛ ذلت اخلاق و هنجار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دینداری رسمی بر بادرفته؛ عرفان و زبان رمزی نودمیده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تنگنای معیشت؛ فرسایش هم‌زیستی اجتماعی&amp;amp;raquo; رؤیت‌پذیر می‌گردد. به‌علاوه، 6 مضمون &amp;amp;laquo;انتفاح باورمند در جرعه‌نوشی نقد و نیش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;درون‌سپاری نقد اخلاقی و تعلیق خشونت داورانه علیه دیگری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فروگذاشتِ حکم در سایه لطف&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کثرت‌گزینیِ معنا در افقِ وحدتِ زیست&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنشِ شکیب‌بنیاد در میدان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کنش‌گری اندیشیده در امتناع از نزاع&amp;amp;raquo; مؤلفه‌های مقوم مداراجویی در اندیشه حافظ را تشکیل ‌داده‌اند. &amp;amp;laquo;خشونت‌پرهیزیِ نهادی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;به‌رسمیت‌شناسی تفاوت و تکثر&amp;amp;raquo;، همزمان با &amp;amp;laquo;پاسداشت بنیادهای فطری و مشترکات فرهنگی‌ودینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تثبیت نهادی سنت نقد و گفت‌وگو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعمیق واژه‌گزینی در مواجهه تأملی و خشونت‌پرهیز با مضیقه‌ها، تعارضات و پیچیدگی‌های مندرج در زندگی روزمره&amp;amp;raquo; از دلالت‌های اساسی اندیشه مداراجوی حافظ در پیوند با امروزِ جامعه ایرانی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معلمان زن در مدار بی‌ثبات‌کاری؛ مطالعه‌ای کیفی در مدارس غیردولتی تهران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_558.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، خصوصی‌سازی آموزش عمومی و گسترش مدارس غیردولتی در ایران، ساختار اشتغال را دگرگون ساخته و اشکال متنوعی از بی‌ثبات‌کاری را به‌ویژه در میان معلمان زن پدید آورده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ویژگی‌ها، ابعاد و پیامدهای بی‌ثبات‌کاری از منظر معلمان زن در مدارس غیردولتی و خاص شهر تهران انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. داده‌ها از طریق ۱۹ مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری و با چارچوب شش‌مرحله‌ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته‌ها در قالب مضمون فراگیر &amp;amp;laquo;تجربه درهم‌تنیده و چندلایه بی‌ثبات‌کاری&amp;amp;raquo; و سه مضمون اصلی سامان یافت: ۱) بی‌ثبات‌کاری به‌مثابه ابزار سلطه و بازتولید نابرابری؛ ۲) بی‌ثبات‌کاری و تعویق زندگی؛ و ۳) تجربه زنان معلم از بی‌ثبات‌کاری و طرد. نتایج نشان داد که معلمان زن در معرض قراردادهای موقت و شکننده، بیمه‌های ناقص، ناامنی شغلی و روابط قدرت ناعادلانه قرار دارند. این شرایط پیامدهایی چون فرسودگی، اضطراب، کاهش منزلت اجتماعی و ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت زندگی به همراه داشته است. علاوه بر این، تجربه بی‌ثبات‌کاری با ایدئولوژی جنسیتی مسلط گره خورده است؛ ایدئولوژی‌ای که از طریق گزینش‌های سخت‌گیرانه، محدودیت‌های پوششی، بازتولید نقش‌های سنتی زنانه و کنترل بر عاملیت زنان نمود یافته و موقعیت آن‌ها را بیش از پیش شکننده کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد بی‌ثباتی شغلی زنان معلم، صرفاً یک وضعیت اقتصادی گذرا نیست، بلکه پدیده‌ای ساختاری و چندلایه است که از تلاقی سیاست‌های کلان اقتصادی، ضعف در تنظیم‌گری دولت &amp;amp;nbsp;و نظم جنسیتی مسلط ناشی می‌شود و در نهایت کیفیت آموزش عمومی و سرمایه فرهنگی جامعه را نیز تهدید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آداب جنگ و صلح در میان ایرانیان به روایت شاهنامه فردوسی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_567.html</link>
      <description>مفاهیم جنگ و صلح از دیرباز در میان ملت‌ها وجود داشته و شاید بتوان گفت پیشینه‌ای به قدمت تاریخ بشری دارند. از آنجا که جهان بینی هر ملتی در شکل دادن به رویکرد مردمان آن سرزمین نسبت به این مفاهیم اثرگذار است، در این پژوهش کوشش می‌شود تا با نگاه به شخصیت‌های تاریخی یا اسطوره‌ای داستان‌های شاهنامه، آداب جنگ و صلح در میان ایرانیان مورد مطالعه قرار گیرد. هدف از این پژوهش آن است که به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که بر پایه شاهنامه فردوسی، چه عناصر فرهنگی و ذهنیِ شکل‌دهنده به آداب جنگ و صلح در سنت ایرانی قابل شناسایی است و این آداب چگونه بازتاب‌دهنده یک جهان‌بینی صلح‌طلبانه در بستر حماسه‌های جنگی هستند؟ و از این رهگذر، چه سنت‌ها و شیوه‌هایی را بنیان گذاشته‌اند؟ در این زمینه، کوشش شده تا در چهارچوب نظریه واقع‌گرایی و با بهره گیری از روش پژوهش مکتب تاریخ‌‌نگاری آنال و با تأکید بر اهمیت مطالعه ذهنیت انسان‌ها برای فهم رویدادهای تاریخی و ویژگی‌های اجتماعی، به بررسی دیدگاه ایرانیان نسبت به جنگ و صلح به روایت شاهنامه فردوسی (نسخه خالقی مطلق) پرداخته شود. در نتیجه این بحث می‌توان دید که رویکرد صلح مدارانه نسبت به دیگر اقوام و کشورها از جمله ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایرانیان به شمار می‌آمده و در کنار منابع گوناگون حقوق جنگ، در شاهنامه اصول اخلاقی و جوانمردی نیز ملاک عمل بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ صلح در روایت‌های نمادین ایران: خوانش نشانه‌شناختی، از اسطوره تا سیاست بین‌الملل</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_568.html</link>
      <description>درک ژرف‌ساخت‌های فرهنگی برای تحلیل رفتار و جایگاه ملل در روابط بین‌الملل ضروری است، به‌ویژه در مورد کشورهایی با پیشینه تمدنی عمیق که لایه‌های معنایی فرهنگ آن‌ها بر کنش‌های سیاسی سایه می‌افکند. این پژوهش با به کارگیری نشانه‌شناسی فرهنگی مکتب تارتو و مفهوم «سپهر نشانه‌ای» یوری لوتمان، به واکاوی گفتمان صلح در نمادهای ملی و فرهنگی ایران می‌پردازد. پرسش محوری این است که روایت صلح چگونه در لایه‌های نمادین فرهنگ ایران صورتبندی شده و این روایت چه نسبتی با الگوی رفتاری ایران در عرصه بین‌الملل دارد؟ پژوهش با روش‌شناسی کیفی و رویکردی توصیفی-تحلیلی، داده‌های خود را از نمادهای ملی و فرهنگی (همچون؛ درفش کاویانی، تخت‌جمشید، معماری ایرانی و اشعار کلاسیک) استخراج کرده و مورد مطالعه قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که یک «روایت کلان صلح عدالت‌محور» در هسته سپهر نشانه‌ای ایران جریان دارد؛ روایتی که صلح را نه به مثابه وضعیتی انفعالی، بلکه به عنوان آرمانی فعال و مشروط به تحقق عدالت تعریف می‌کند. این روایت در دوگانه بنیادین «ارته» (نظم عادلانه) و «دروج» (بی‌عدالتی) صورتبندی شده و در تمام متون فرهنگی ایران بازتولید می‌شود. بازتاب این روایت در الگوی تاریخی رفتار ایران با تأکید بر دفاع مشروع و اجتناب از تجاوزگری قابل ردیابی است. این مقاله استدلال می‌کند که غفلت از این ژرف‌ساخت نمادین، به تحلیل‌هایی تقلیل‌گرایانه از جایگاه ایران در نظام بین‌الملل می‌انجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ کوچ‌نشینی دیجیتال: مطالعه مردم‌نگاری درمیان ایرانیان ساکن ترکیه</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_559.html</link>
      <description>کوچ‌نشینی دیجیتال زندگی مبتنی بر تکنولوژی‌های دیجیتال و سفر، با دو ویژگی دورکاری و حرکت است. کوچ‌نشینی دیجیتال برخلاف ظاهر آزاد و مملو از لذتی که از آن ارائه می‌شود، شیوه‌ای پرریسک و برمبنای قاعده زندگی در لحظه است که از دوراندیشی و آینده‌نگری به روش سنتی و تصویرسازی‌های مدرن، سربازمی‌زند. برای درک موقعیت و انگیزه‌های انتخاب این شیوه زیستن، مردم‌نگاری کوچ‌نشینان دیجیتال ایرانی در استانبول ترکیه آغازشد. این مطالعه طی شش ماه با رویکرد &amp;amp;laquo;خودمردم‌نگاری&amp;amp;raquo; انجام‌‌شده و داده‌ها حاصل مشارکت و گفت‌وگوهای عمیق با سی‌ تن از کوچ‌نشینان دیجیتال ایرانی است که با روش گلوله‌برفی با پژوهش همراه شده‌اند. کوچ‌نشینان دیجیتال ایرانی ساکن ترکیه از لحاظ نوع دورکاری چهار گروه اصلی: سرمایه‌گذاران و متخصصان مجرب مالک کسب‌وکار، متخصصان مجرب و میانه با قراردادهای بلندمدت دورکاری، مشارکت‌کنندگان پروژه‌ای با قرارداد‌های کوتاه‌مدت دورکاری و در نهایت، کوچ‌نشینان تازه‌کار بدون قرارداد هستند. اگرچه رهایی از قواعد دست‌وپاگیر و غیرضروری هدف مشترک کوچ‌نشینان دیجیتال است، زندگی بهتر و دسترسی به شبکه‌های آزاد اقتصادی برای ایرانیان اهمیت بیشتری دارد. این زیستنِ ماجراجویانه که می‌توان آن را نوعی &amp;amp;laquo;مهاجرتِ بی‌مقصد&amp;amp;raquo; نیز نامید، با وجود گریز از قواعد رسمی کنترل و سازماندهی نیروی کار و مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی، بیش از گذشته و به شکلی درونی‌شده با این قوانین آمیخته ‌است. تداوم مسیر کوچ‌نشینی، آگاهی از قوانین داخلی و بین‌المللی کشورهای مختلف را درباره صدور ویزا، اقامت، مالیات و بیمه ضروری می‌کند. اگرچه زندگی بدون مرزها و قواعد آن غریب می‌نماید، چنین به‌نظرمی‌رسد که حرکت و آزادی این زندگی مرزهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سیال‌تری را برمی‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند پژوهش‌های حوزه هویت نوجوانان و رسانه در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_565.html</link>
      <description>در عصر حاضر، رسانه‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر موثر بر هویت، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌اند. پژوهش‌های صورت گرفته در این حوزه که در سال‌های اخیر با شتاب خوبی مواجه شده‌اند، دارای پراکندگی موضوعی بوده و هر یک از وجهی به موضوع هویت و رسانه پرداخته‌اند. از این‌رو نیاز بود تا نتایج پژوهش‌های صورت گرفته ترکیب و تحلیل شوند تا با بهره‌گیری از نتایج آن‌ها، نگاهی چند بعدی، جامع و تحلیلی بر روی پژوهش‌های موجود، صورت بگیرد.  این پژوهش، ضمن مرور برخی نظریات حوزه هویت و با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند ۵۳ پژوهش علمی منتشرشده در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۳ را بررسی و به این نتیجه رسید که عمده پژوهش‌ها، به صورت کیفی یا کمی صورت گرفته‌اند و پژوهش‌های ترکیبی چندان مورد توجه نبوده اند. همچنین با تحلیل نتایج، 5 مضمون اصلی شناسایی شد که شامل موارد ذیل است: نخست، انواع تعامل هویت نوجوانان و رسانه (دوگانه/ترکیبی) در فضای مجازی؛ دوم، تأثیر رسانه بر ابعاد هویت شامل تضعیف هویت ملی و دینی در مواجهه با رسانه‌های جهانی، اختلال هویت جنسیتی و تقویت فردگرایی؛ سوم، عوامل موثر بر بحران هویت مانند مدت استفاده، نقش خانواده و نوع رسانه؛ چهارم، کارکرد هویت‌ساز رسانه در ایجاد خرده‌فرهنگ‌ها؛ و پنجم، تمرکز نامتوازن پژوهشی بر انواع هویت. شکاف‌های روش‌شناختی این پژوش‌ها نیز شامل کمبود مطالعات طولی، محدودیت جغرافیایی نمونه‌ها و غلبه نظریه‌های غربی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآمدن گفتمان خلقیاتی-توسعه‌گرا در ایران پس از انقلاب (1380-1368)</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_562.html</link>
      <description>این مقاله به چگونگی برآمدن گفتمان خلقیاتی-توسعه‌گرا در  ایران پس از انقلاب طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰ می‌پردازد. با توجه به اینکه گفتمان مسلط در دهه نخست انقلاب اسلامی، بر «هدایت فطری» و تربیت «انسان الهی» تأکید داشت، پاره‌روایت‌های خلقیاتی این دوره، نسبتی با توسعه‌گرایی نداشتند. با پایان جنگ  و مواجهه با ضرورت‌های عملی، زمینه برای احیای گفتمان خلقیاتی فراهم شد. مسئله اصلی مقاله، چگونگی گذار از «فطرت‌گرایی انقلابی» به «خلقیات‌گرایی توسعه‌ای» و صورتبندی مجدد آن در پیوند با سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی است.
مقاله می‌کوشد نشان می‌دهد این گذار با چرخشی در گفتمان رسمی همراه بود؛ «شکست» به مثابه خطری برای ارزش‌های اسلامی و «تمدن‌سازی» جدید بازتعریف شد. در این فرآیند، دانشوران توسعه‌گرای علوم اجتماعی و سیاسی با  قرائتی خاص از توسعه، و تأکید بر سنجش و مدیریت «نگرش‌ها» و «خلقیات» ایرانیان، نقش محوری یافتند. آنان در همگرایی با دستگاه‌های سیاست‌گذار دولتی، به ویژه نهادهایی همچون صدا و سیما و شورای فرهنگ عمومی، کوشیدند «سوژه خلقیاتی» جدیدی متناسب با اهداف توسعه‌ای جمهوری اسلامی برسازند. این امر در قالب طرح‌های ملی مانند «پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» متبلور شد که هدف نهایی آن، نه توانمندسازی جامعه، بلکه کنترل و همگراسازی رفتارها و نگرش‌ها در راستای ایجاد «نظم اجتماعی» مطلوب و پشتیبانی از پروژه توسعه اقتصادی بود. در نتیجه، گفتمان خلقیاتی-توسعه‌‌گرای این دوره، در خدمت تعدیل انتظارات از دولت و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی قرار گرفت. این پژوهش بی‌آنکه به‌طور مستقیم به پژوهشی چون ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان بپردازد، زمینه تاریخی موضوعیت یافتن آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تجربی نقش ارزش‌های فرهنگی در سازوکار اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر کنش سیاسی در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_563.html</link>
      <description>کنش سیاسی به فعالیت‌هایی اشاره دارد که افراد یا گروه‌ها، به شیوه اعتراضی، در برابر تصمیمات یا فعالیت‌های دولت یا نهادهای سیاسی انجام می‌دهند. کنش سیاسی در ایران اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا آنها می‌توانند تأثیر مستقیم بر سیاست‌گذاری‌های داخلی و بین‌المللی، حقوق و آزادی‌های شهروندان، و توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور داشته باشد. در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش اعتماد اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی به عنوان دو مؤلفه مهم سرمایه اجتماعی، در شکل‌گیری و جهت‌گیری کنش‌های سیاسی شهروندان ایرانی است. در این راستا، پژوهش تلاش کرده است تا تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم این دو مؤلفه را از مسیر ارزش‌های فرهنگی سکولار و رهایی‌خواهانه تحلیل کند. بدین منظور، از داده‌های موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی با حجم نمونه ۱۴۹۹ نفر از شهروندان ایرانی بهره گرفته شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزار Smart PLS صورت پذیرفته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کنش سیاسی دارد؛ این در حالی است که شبکه‌های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر آن دارند. بررسی مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان می‌دهد که اعتماد اجتماعی از طریق ارزش‌های فرهنگی سکولار و رهایی‌خواهانه به طور معناداری تأثیر منفی بر کنش سیاسی می‌گذارد، اما تأثیر غیرمستقیم شبکه‌های اجتماعی از این مسیر فاقد معناداری آماری است. این نتایج بیانگر پیچیدگی روابط میان سرمایه اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و رفتارهای سیاسی در جامعه ایرانی هستند و ضرورت توجه تحلیلی به ابعاد متفاوت سرمایه اجتماعی در فهم تحرکات سیاسی شهروندان را گوشزد می‌کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
