<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران</title>
    <link>http://www.jicr.ir/</link>
    <description>فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 14 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 14 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارتباطات دیجیتال کودک: الگوهای جهانی در حوزۀ متناسب‌سازی سکوهای اجتماعی برای کودکان و نوجوانان</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_579.html</link>
      <description>گسترش فزاینده فناوری‌های دیجیتال و سکوهای اجتماعی، ضرورت بازاندیشی در طراحی محیط‌های آنلاین متناسب با نیازها و ویژگی‌های رشدی کودکان و نوجوانان را به مسئله‌ای جهانی تبدیل کرده است. اگرچه برخی رویکردها، فضای مجازی و ابزارهای هوشمند را عمدتاً از منظر تهدید و آسیب مورد توجه قرار داده‌اند، این پژوهش با اتخاذ نگاهی چندوجهی، فرصت‌محور و در عین حال آسیب‌زدا، به بررسی ضرورت متناسب‌سازی سکوهای اجتماعی و فضای مجازی می‌پردازد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از دو تکنیک مصاحبه و مشاهده مشارکتی، دیدگاه‌ها، باورها، کنش‌ها و ترجیحات دوازده کاربر کودک و نوجوان ایرانی را بررسی کرده و ضمن تحلیل این داده‌ها، الگوهای شاخص متناسب‌سازی در سطوح جهانی و محلی، با تمرکز بر کشورهای بریتانیا و روسیه، را دسته‌بندی می‌کند. یافته‌ها پنج مضمون اصلی شامل &amp;amp;laquo;دسترس‌پذیری تسریع‌شده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سربه‌هوایی دیجیتال&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایمن‌انگاری فضای مجازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انسان‌پنداری فناوری: دانای کل معتمد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بنیان‌های کودکانه، رجحان‌های بالغانه&amp;amp;raquo; را آشکار ساخت که اهمیت بازطراحی محیط‌های دیجیتال برای نسل کودک و نوجوان را نشان می‌دهد. همچنین سه الگوی اصلی در عرصه متناسب‌سازی شناسایی شد: &amp;amp;laquo;طراحی سکوهای اختصاصی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بهینه‌سازی سکوهای داخلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تدوین قوانین سخت‌گیرانه و سیاست‌های تنظیم‌گری&amp;amp;raquo;. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی دیجیتال کودک‌محور نیازمند تلفیق حمایت، نوآوری و طراحی متناسب با تجربه زیسته کاربران کودک و نوجوان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباطات سلامت و سینمای ایران: تحلیل گفتمان انتقادی تصویر سرطان در دهه 80 و 90</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_571.html</link>
      <description>سینما به‌عنوان یک هنر-رسانه می‌تواند به تثبیت، زدودن یا بازتولید گفتمان‌های اجتماعی مرتبط با سرطان منجر شود. از این‌رو، تحلیل شیوه‌های به‌تصویرکشیدن سرطان در فیلم‌ها، به‌مثابه پدیده‌ای ارتباطی، اهمیت دارد و می‌تواند در فهم چگونگی شکل‌گیری برداشت جمعی از کلیشه‌ها، الگوهای بروز بیماری و شیوه‌های مدرن مواجهه با آن نقش‌آفرین باشد. این مقاله با هدف شناسایی و مقایسه گفتمان‌های سرطان در سینمای ایران، با روش تحلیل گفتمان انتقادی چندوجهی، به تحلیل 8 فیلم با موضوع سرطان در دهه‌های 80 و 90 پرداخت. گفتمان‌های مشترک این دو دهه &amp;amp;laquo;فرار از بیماری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نشانه درمان مساوی نشانه بیماری&amp;amp;raquo; است. گفتمان‌های متمایز دهه 80 &amp;amp;laquo;تشخیص پزشکی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;درمان معنوی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حمایت هسته‌ای&amp;amp;raquo; است. گفتمان‌های متمایز دهه 90 نیز شامل &amp;amp;laquo;تیره‌شدن روابط&amp;amp;raquo; &amp;amp;laquo;تقدیرگرایی و تسلیم&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;تنهایی&amp;amp;raquo; است. با توجه به یافته‌ها، در سینمای دهه 80 و 90 ایران، از سرطان‌ها تصویرسازی منفی شده است که در آن از سرطان &amp;amp;laquo;کلیت‌سازی&amp;amp;raquo; و با قرار دادن بیماران در حصار مکان‌های ویژه و بی‌کنشی، از آن‌ها &amp;amp;laquo;دیگری‌سازی&amp;amp;raquo; شده است. بر اساس مدل فرایندهای موازی توسعه‌یافته می‌توان مقوله بیماری &amp;amp;laquo;بدون هویت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غیرقابل درمان&amp;amp;raquo; را استخراج کرد. سینمای ایران تصویر ترسناکی از سرطان نمایش می‌دهد که در آن هیچ پاسخ توصیه‌شده‌ای از طریق &amp;amp;laquo;خودکارآمدی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اثربخشی پاسخ&amp;amp;raquo; به‌عنوان رویکردهای جدید در گفتمان‌های ارتباطات سلامت به بینندگان ارائه نمی‌شود. این موضوع منجر به حفظ فاصله مخاطبان با &amp;amp;laquo;ریسک سرطان&amp;amp;raquo; می‌شود. به صورت کلی، نظام سلامت ایران درمان‌محور است و به نظر می‌رسد سینمای ایران نیز در به تصویر کشیدن سرطان، همین جهت‌گیری را دنبال می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ارزش‌های فرهنگی در اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر کنش سیاسی در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_563.html</link>
      <description>در این مقاله کنش سیاسی به فعالیت‌هایی اشاره دارد که افراد یا گروه‌ها، به شیوه اعتراضی، در برابر تصمیمات یا فعالیت‌های دولت یا نهادهای سیاسی انجام می‌دهند. کنش سیاسی به این دلیل اهمیت زیادی دارد که می‌توانند تأثیر مستقیم بر سیاست‌گذاری‌های داخلی و بین‌المللی، حقوق و آزادی‌های شهروندان، و توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور داشته باشد. در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین سازوکار اثرگذاری اعتماد اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی بر کنش سیاسی شهروندان با تاکید بر نقش میانجی ارزش‌های فرهنگی است. این پژوهش تلاش کرده است تا تأثیرات این دو مؤلفه را از مسیر ارزش‌های فرهنگی سکولار و رهایی‌خواهانه تحلیل کند. بدین منظور، از داده‌های موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی با حجم نمونه ۱۴۹۹ نفر از شهروندان ایرانی با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزار اسمارت پی.آل. اس بهره گرفته شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کنش سیاسی دارد؛ این در حالی است که شبکه‌های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر آن دارند. بررسی مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان می‌دهد که اعتماد اجتماعی از طریق ارزش‌های فرهنگی سکولار و رهایی‌خواهانه به طور معناداری تأثیر منفی بر کنش سیاسی می‌گذارد، اما تأثیر غیرمستقیم شبکه‌های اجتماعی از این مسیر فاقد معناداری آماری است. این نتایج بیانگر پیچیدگی روابط میان سرمایه اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و رفتارهای سیاسی در جامعه ایرانی هستند و ضرورت توجه تحلیلی به ابعاد متفاوت سرمایه اجتماعی در فهم تحرکات سیاسی شهروندان را یادآوری می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مصرف، زندگی روزمره و بیگانگی در محلۀ 22 بهمن کرمانشاه</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_569.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر، نقش مصرف در زندگی روزمرهٔ ساکنان محلهٔ ۲۲ بهمن در کلان‌شهر کرمانشاه را بررسی کرده است. رویکرد نظری مقاله، مبتنی‌بر نظریۀ هانری لوفور دربارهٔ زندگی روزمره و مصرف بوده و روش پژوهش، مردم‌نگاری است. فنون گردآوری داده نیز شامل مشاهدهٔ مستقیم و مصاحبه بوده است. با ۲۵ نفر از ساکنان محله به شیوهٔ نمونه‌گیری نظری، مصاحبهٔ عمیق انجام شد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهند که ساخت محلهٔ ۲۲ بهمن، در اوایل دههٔ 1340 خورشیدی در شمال شهر کرمانشاه آغاز شده و اکنون یکی از برخوردارترین محله‌های شهر است. از میانۀ دههٔ ۱۳۵۰، فضاهای مصرف پیشین که در شهر کهن قرار داشتند، به‌تدریج به این محله منتقل شدند و اکنون به یکی از پررونق‌ترین فضاهای مصرفی شهر تبدیل شده‌اند. ۵۶۵ مغازه در بَرِ خیابان‌های محله وجود دارد که ۵۶۰ مورد آن‌ها، کاربری مصرفی دارند. افزون‌براین، &amp;amp;laquo;خیابان برق&amp;amp;raquo; نیز به محلی برای نمایش اتومبیل‌های لوکس تبدیل شده است که از ساعت ۷ بعدازظهر تا پاسی از شب فعالیت دارد. در چنین شرایطی، خرده‌نظام‌های آشپزی، مد، خودرو، گردشگری، و تبلیغات، بستر مناسبی را برای مصرف‌گرایی فراهم کرده و از طریق &amp;amp;laquo;ازمُدافتادگی&amp;amp;raquo; و خیال، ناپایداری را در بطن کالاهای مصرفی جای می‌دهند. افراد، پیوسته در جست‌وجوی دستیابی به کالاهای مصرفی تازه و نوظهور هستند و این وضعیت، همواره آنان را به‌سوی هماهنگی با معیارهای ایدئال مصرف سوق می‌دهد. به‌نظر آنان، این سازوکار تغییر اجتماعی است. خرده‌نظام‌ها و سازوکارهای درونی آن، خلاقیت و خوداتکایی فرد را نشانه می‌گیرد؛ زیرا، سعادت فرد نه در خودبنیادی، همبستگی اجتماعی، و تعاملات انسانی، بلکه در دستیابی به کالاهای مصرفی است که همواره از مُد می‌افتند. بسیاری از مصرف‌کنندگان، به سرنوشت فرودستان و حاشیه‌نشینان شهر کم‌توجه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئله حیوانات همراه در شهر تهران: تقاطع چندگانه دلبستگی، تمایز و تعارض اجتماعی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_573.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف فهم تجربه زیسته شهروندان تهرانی از پدیده حیوانات همراه به‌ویژه سگ‌گردانی با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. در این مطالعه با ۱۷ نفر از شهروندان تهرانی که از طریق نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه عمیق انجام شد. داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند؛ در مرحله اول 184 کد از متون مصاحبه‌ها استخراج و در مرحله دوم با تجمیع و دسته‌بندی آنها 21 مضمون و در نهایت 6 مفهوم &amp;amp;laquo;مصرف نمایشی و مکان‌یابی خویشتن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ظهور اشکال جدید خانواده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دلبستگی عمیق و کنش‌های عاطفی متقابل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تقابل و منازعه اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دگردیسی هویتی و ارزشی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سیاست‌های غیربازدارنده&amp;amp;raquo; احصا گردید و یافته‌ها حول مقوله اصلی &amp;amp;laquo;تقاطع چندگانهٔ دلبستگی، تمایز و تعارض اجتماعی&amp;amp;raquo; سازماندهی شده‌اند. به‌نحوی که واقعیت‌های اجتماعی گواه بر این امر است که واکنش اجتماعی افراد در برابر پدیده حیوانات همراه نه‌تنها یکسان و یکنواخت نیست؛ بلکه در برخی جنبه‌ها در دو سر متمایز طیف هستند و میدان مناقشه‌برانگیز اجتماعی را شکل داده‌اند؛ از یک سو، برخی افراد پدیده حیوان‌همراهی را بخشی از حقوق فردی و سبک زندگی مدرن تفسیر می‌کنند و به سمت نگهداری و به همراه داشتن حیوانات در فضاهای عمومی می‌روند. از سوی دیگر، گروهی شیوع و گسترش آن را نقض حقوق شهروندی و حقوق حیوانات و حتی تهدیدی برای بهداشت عمومی، امنیت اجتماعی و هنجارهای فرهنگی می‌دانند و خواستار محدودیت‌های قانونی برای آن هستند. این تقابل، مسئله حیوان‌همراهی را از یک موضوع شخصی به یک مسئله عمومی و سیاستی تبدیل کرده است که نیازمند تنظیم‌گری و گفتگوی اجتماعی همه‌جانبه‌نگر و مبتنی بر مشارکت تمام ذینفعان در راستای تأمین حقوق شهروندی و حقوق حیوانات برای به‌سامان کردن این وضعیت مناقشه‌آمیز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همان‌گویی و لفاظی در گفتار، اکراه و امتناع در اجرا؛ تحلیل وضعیت بخش فرهنگ در قوانین برنامه‌های توسعه</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_570.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر، احکام فرهنگی قوانین برنامه‌های توسعه را به‌لحاظ معیارهای تقنینی و برنامه‌ریزی، ارزیابی کرده است. دراین‌راستا، ابتدا از روش تحلیل مضمون سیاست‌ها و مواد فرهنگی به‌منظور سنجش هماهنگی آن‌ها و سپس، ارزیابی و آسیب‌شناسی آن‌ها با مراجعه به کارشناسان، استفاده شد. در این پژوهش، الگویی برای ارزیابی متون و اسناد تقنینی طراحی، و به‌کمک آن، احکام فرهنگی برنامه‌های پنج‌سالۀ توسعه (شامل برنامه‌های چهارم، پنجم، و ششم توسعه و نیز قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه) تجزیه‌و‌تحلیل شد و ضعف‌ها و کاستی‌های آن‌ها به‌لحاظ معیارهای تقنینی و برنامه‌ریزی بررسی شد. به‌این‌منظور، به 30 نفر از کارشناسان برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری فرهنگی مراجعه و احکام فرهنگی برنامه‌های توسعه در دو مرحله توسط آنان ارزیابی آسیب‌شناسانۀ شد. از نتایج اصلی این مطالعه، انطباق صوری 67درصدی احکام فرهنگی برنامه‌های توسعه با سیاست‌های کلی فرادستی و انطباق کمتر از میانگین (54 درصد) این احکام با معیارهای قانون‌گذاری بوده است. درصد تحقق‌پذیری این احکام نیز درمجموع حدود 30 درصد ارزیابی شد که برای برنامۀ ششم، 30 درصد و برنامۀ چهارم حدود 37 بوده است که از دلایل آن می‌توان به همان‌گویی و تکرار سیاست‌های فرهنگی در قوانین توسعه به‌گونه‌ای غیرعملیاتی و مبهم، واقع‌گرایانه نبودن، تغییر گفتمان فرهنگی مجریان پس از تصویب قوانین توسعه، و درنتیجه، عدم تحقق آن‌ها در عمل و اجرا اشاره کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی و تبیین آسیب‌های برنامه هدایت تحصیلی ـ شغلی در نظام آموزش‌وپرورش ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_574.html</link>
      <description>برنامه هدایت تحصیلی ـ شغلی در نظام آموزش‌وپرورش با جهت‌دهی دانش‌آموزان به‌سوی انتخاب یک رشته تحصیلی ـ شغلی، می‌تواند آثار و پیامدهای مثبت و منفی انکارناپذیری در ابعاد فردی و اجتماعی به همراه داشته باشد. بررسی پیشینه نظام آموزش‌وپرورش ایران در زمینه طراحی و اجرای این برنامه، حاکی از تجارب و خروجی نامطلوب آن است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی آسیب‌های برنامه هدایت تحصیلی ـ شغلی در نظام آموزش‌وپرورش ایران انجام شد. این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی، به بررسی تجارب صاحب‌نظران پرداخت. میدان پژوهش شامل اعضای هیئت‌علمی نظام آموزش عالی، مدیران، کارشناسان و مشاوران مدارس نظام آموزش‌وپرورش و صاحب‌نظران حوزه بازار کار بود که از بین آنان، ۲۲ نفر با استفاده از تکنیک‌های نمونه‌گیری ملاکی، گلوله‌برفی و در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش کدگذاری تحلیل شدند. یافته‌ها حاکی از دو کلان‌آسیب درونی و بیرونی بود. آسیب‌های درونی در قالب ۳۵ کد باز و ۵ کد محوری شامل آسیب‌های سیستمی، رویکردی، منابع انسانی، آموزشی و فرایندی طبقه‌بندی شدند. آسیب‌های بیرونی نیز در قالب ۳۹ کد باز و ۵ کد محوری شامل آسیب‌های بازار کار، نقش والدین، اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی و سیاست‌گذاری ارائه شدند. نتایج پژوهش نشان داد مسائلی از منظرهای مختلف موجب شده کارکرد این برنامه در نظام آموزش‌وپرورش ایران اثربخشی کمتر از انتظار برای ذی‌نفعان داشته باشد؛ بنابراین رفع این آسیب‌ها، به‌عنوان گامی در جهت حرکت به‌سوی وضعیت مطلوب، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآمدن گفتمان خلقیاتی-‌توسعه‌گرا در ایران پس از انقلاب (1380-1368)</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_562.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر، چگونگی برآمدن گفتمان خلقیاتی‌ـ‌توسعه‌گرا در ایران پس از انقلاب (سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰) را بررسی کرده است. با توجه به اینکه گفتمان مسلط در دهۀ نخست انقلاب اسلامی، بر &amp;amp;laquo;هدایت فطری&amp;amp;raquo; و تربیت &amp;amp;laquo;انسان الهی&amp;amp;raquo; تأکید داشت، پاره‌روایت‌های خلقیاتی این دوره، نسبتی با توسعه‌گرایی نداشتند. با پایان یافتن جنگ هشت‌ساله و رویارویی با ضرورت‌های عملی، زمینۀ احیای گفتمان خلقیاتی فراهم شد. مسئلۀ اصلی این مقاله، چگونگی گذار از &amp;amp;laquo;فطرت‌گرایی انقلابی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;خلقیات‌گرایی توسعه‌ای&amp;amp;raquo; و صورت‌بندی دوبارۀ آن در پیوند با سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی است. دراین‌راستا، کوشیده‌ام نشان دهم، این گذار با چرخشی در گفتمان رسمی همراه بود و &amp;amp;laquo;شکست&amp;amp;raquo; به‌مثابه خطری برای ارزش‌های اسلامی و &amp;amp;laquo;تمدن‌سازی&amp;amp;raquo; جدید بازتعریف شد. در این فرایند، دانشوران توسعه‌گرای علوم اجتماعی و سیاسی با قرائتی خاص از توسعه، و تأکید بر سنجش و مدیریت &amp;amp;laquo;نگرش‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خلقیات&amp;amp;raquo; ایرانیان، نقش محوری‌ای یافتند. آنان در همگرایی با دستگاه‌های سیاست‌گذار دولتی، به‌ویژه نهادهایی همچون صدا‌و‌سیما و شورای فرهنگ عمومی، کوشیدند &amp;amp;laquo;سوژۀ خلقیاتی&amp;amp;raquo; جدیدی، متناسب با اهداف توسعه‌ای جمهوری اسلامی، برسازند. این امر در قالب طرح‌های ملی‌ای مانند &amp;amp;laquo;پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان&amp;amp;raquo; متبلور شد که هدف نهایی آن، نه توانمندسازی جامعه، بلکه کنترل و همگراسازی رفتارها و نگرش‌ها در راستای ایجاد &amp;amp;laquo;نظم اجتماعی&amp;amp;raquo; مطلوب و پشتیبانی از برنامۀ توسعۀ اقتصادی بود. درنتیجه، گفتمان خلقیاتی‌ـ‌توسعه‌گرای این دوره، در خدمت تعدیل انتظارات از دولت و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی قرار گرفت. این پژوهش بی‌آنکه به‌طور مستقیم به موضوعی چون ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان بپردازد، زمینۀ تاریخی موضوعیت یافتن آن را بررسی کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فلسفهٔ &amp;laquo;پول و مالکیّت&amp;raquo; در ضرب‌المثل‌های فارسی با تأکید بر آرای گئورگ زِیمل</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_575.html</link>
      <description>پول مهم‌ترین رکن اقتصاد نوین است و ارزش‌های مدرن با آن سنجیده می‌شوند. نمود پول در فرهنگ عامه، به‌ویژه در ضرب‌المثل‌ها، اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا تقاطع فرهنگ اخلاقی کهن با اخلاق برآمده از عنصر پول را آشکار می‌سازد. ذات پول قراردادی است که از حدود خود فراتر رفته و جهان نوینی ایجاد می‌کند؛ جهانی که جامعه پولی به‌تدریج تعارضات آن را در خود حل می‌کند. این مقاله با روش توصیفی و تحلیل کیفی، اندیشه گئورگ زیمل درباره ماهیت و خواص پول را در فرهنگ عامه بررسی کرده و تعارض ارزش اعتباری و پولی با ارزش‌های کهن را تحلیل می‌کند. فرض اصلی آن است که ضرب‌المثل‌های اقتصادی و پول‌محور، با بازنمایی ابعاد روان‌شناختی، تاریخی، اخلاقی، جامعه‌شناختی و فلسفی، میانجی‌ای برای فهم شکل ناب مبادله‌پذیری و کنش متقابل هستند. پول عاملی ساختاری برای فهم کلیت زندگی، آزادی، شیءوارگی، جابه‌جایی کیفیت و کمیت و نسبت عین و ذهن است. یافته‌ها نشان می‌دهد بیشتر ضرب‌المثل‌های فارسی در ژرف‌ساخت معنایی خود با دیالکتیک پول در فلسفه زیمل قابل تحلیل‌اند، هرچند برخی نمونه‌ها در این چارچوب نمی‌گنجند. همچنین ویژگی‌های زبانی، فرم هنری، ریتم و ایجاز ضرب‌المثل‌ها، همراه با ساخت منطقی گزاره‌ها، در ایجاد اقناع و رسوب آن‌ها در ناخودآگاه جمعی و شکل‌گیری کنش‌های فردی و جمعی نقش مهمی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند پژوهش‌های حوزۀ هویت نوجوانان و رسانه در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_565.html</link>
      <description>در عصر حاضر، رسانه‌ها، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر مؤثر بر هویت، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. پژوهش‌های انجام‌شده در این حوزه ‌که در سال‌های اخیر گسترش چشمگیری یافته‌اند‌، دارای پراکندگی موضوعی بوده و هریک از وجهی، موضوع هویت و رسانه را بررسی کرده‌اند؛ از‌این‌رو، لازم است تا نتایج پژوهش‌های انجام‌شده، ترکیب و تحلیل شود تا با بهره‌گیری از نتایج آن‌ها، پژوهش‌های موجود با نگاهی چندبعدی، جامع، و تحلیلی بررسی شوند. این پژوهش، ضمن مرور برخی نظریه‌های حوزۀ هویت، ۵۳ پژوهش علمی منتشرشده در بازۀ زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۳ را با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند، بررسی و به این نتیجه رسیده است که بیشتر پژوهش‌ها، به‌صورت کیفی یا کمی انجام شده‌اند و پژوهش‌های ترکیبی، چندان موردتوجه نبوده‌اند. همچنین، با تحلیل نتایج، 5 مضمون اصلی شناسایی شدند که عبارت‌اند از: نخست، انواع تعامل هویت نوجوانان و رسانه (دوگانه/ ترکیبی) در فضای مجازی؛ دوم، تأثیر رسانه بر ابعاد هویت، شامل تضعیف هویت ملی و دینی در رویارویی با رسانه‌های جهانی، اختلال هویت جنسیتی و تقویت فردگرایی؛ سوم، عوامل مؤثر بر بحران هویت، مانند مدت استفاده، نقش خانواده، و نوع رسانه؛ چهارم، کارکرد هویت‌ساز رسانه در ایجاد خرده‌فرهنگ‌ها؛ و پنجم، تمرکز نامتوازن پژوهشی بر انواع هویت. شکاف‌های روش‌شناختی این پژوش‌ها نیز شامل کمبود مطالعات طولی، محدودیت جغرافیایی نمونه‌ها، و غلبۀ نظریه‌های غربی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرصت‌ها و تهدیدهای رسانه‌های اجتماعی در گسترش ارتباطات میان‌فرهنگی با تأکید بر مراسم پیاده‌روی اربعین</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_576.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش رسانه‌های اجتماعی در گسترش ارتباطات میان‌فرهنگی در جریان مراسم پیاده‌روی اربعین و شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای برآمده از آن انجام شده است. این مطالعه می‌کوشد تا با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری &amp;amp;laquo;کنش ارتباطی&amp;amp;raquo; هابرماس، &amp;amp;laquo;هم‌فرهنگی&amp;amp;raquo; اوربی و &amp;amp;laquo;توانش ارتباطی&amp;amp;raquo; کیم، کارکردهای فضای مجازی را در ترویج فرهنگ اربعین و تعاملات زائران تحلیل نماید. رویکرد پژوهش کیفی است و داده‌های اصلی از طریق انجام مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر از خبرگان و کارشناسان حوزه دین، رسانه و ارتباطات گردآوری شده است. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد که طی آن، پس از پیاده‌سازی و کدگذاری مصاحبه‌ها، ۲۸۰ کد اولیه شناسایی و سپس در قالب ۱۹ تم فرعی ذیل دو مقوله اصلی &amp;amp;laquo;فرصت‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تهدیدها&amp;amp;raquo; دسته‌بندی گردیدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی با تسهیل انتشار روایت‌های شخصی و فرهنگی، نقش بسزایی در ایجاد همدلی و کنش ارتباطی مؤثر میان زائران ایفا می‌کنند. در این بستر، مفهوم عاشورا و امام حسین (ع) به عنوان نماد وحدت، زمینه‌ساز ارتباطات میان‌فرهنگی و گفت‌وگوهای بین‌ادیانی شده و رسانه‌ها به توانمندسازی کاربران برای مدیریت این روایت‌ها کمک می‌کنند. در مقابل، تهدیدهایی نظیر تحریف اطلاعات، شکل‌گیری سوءتفاهم‌های زبانی و فرهنگی و کنش‌های استراتژیک مغرضانه نیز شناسایی شدند که می‌توانند به واگرایی منجر شوند. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که وزن فرصت‌های رسانه‌های اجتماعی در زمینه گسترش ارتباطات میان‌فرهنگی اربعین به مراتب سنگین‌تر از تهدیدهای آن است و بهره‌برداری هوشمندانه از ظرفیت‌های آموزشی و گفتمان‌سازی این رسانه‌ها برای جهانی‌سازی پیام اربعین ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی تمایل به جراحی‌های زیبایی جنسی در زنان: بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_572.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، گرایش به جراحی‌های زیبایی تناسلی در میان زنان، به‌ویژه در بافت‌های شهری ایران، به پدیده‌ای اجتماعی بدل شده که نیازمند واکاوی عمیق و همه‌جانبه است. پیشینه پژوهش‌های انجام‌شده، اغلب به توصیف علل فردی یا پزشکی این جراحی‌ها محدود بوده‌اند، حال آنکه در این مطالعه، تلاش شده است تا با بهره‌گیری از نظریه‌های اجتماعی این پدیده در بستر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و جنسیتی بررسی شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، فهم تجارب، نگرش‌ها و انگیزه‌های زنان از انجام جراحی‌های زیبایی تناسلی می‌باشد. این تحقیق از روش‌شناسی کیفی و رویکرد نظریه داده‌بنیاد بهره برده و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با ۲۶ زن گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد عوامل مختلفی نظیر تجربه‌های خانواده ثانویه، مقایسهٔ اجتماعی (مقایسهٔ زن با شرکای قبلی همسر، بازیگران پورن یا ظاهر خود در دوران قبل از بارداری)، تأثیر گروه‌های مرجع نظیر همسر، پزشک و دوستان و رسانه‌ها در تصمیم‌گیری زنان برای انجام این جراحی‌ها نقش دارند. این عوامل به همراه مسئلهٔ بارداری و دغدغۀجذب جنس مخالف، منجر به ایجاد احساس خلأ در زیست جنسی روزانه می‌شوند. خانواده ثانویه و تجربه‌های مرتبط با روابط زناشویی، مهم‌ترین زمینه‌های ایجادکنندهٔ احساس خلأ در روابط جنسی هستند. همچنین نقش پزشکان به‌عنوان گروه‌های مرجع، به‌ویژه از طریق بازاریابی و استفاده از تبلیغات در فضای مجازی، تأثیر قابل‌توجهی در این تصمیم‌گیری‌ها دارد. این پژوهش به‌طور کلی نشان می‌دهد که جراحی‌های زیبایی جنسی در جامعه ایران، تحت‌تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای قرار دارد که بر تصمیم زنان برای انجام این عمل‌ها تأثیر می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآرایی تنظیم‌گری فرهنگی در ایران چارچوبی پیشرفت‌گرا مبتنی بر تجارب، مسائل و تدابیر سیاستی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_577.html</link>
      <description>حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته با انباشت گسترده قوانین و اسناد بالادستی  همراه بوده است، اما با این حال، فاصله معنادار میان این سیاست‌ها و تحقق آن‌ها، بیش از آنکه ناشی از فقدان راهبرد باشد، به ناکارآیی ابزارهای اجرایی و تنظیم‌گری فرهنگی بازمی‌گردد که عمدتاً بر رویکردهای سنتی و سلبی استوار است.
مسئله محوری پژوهش، بازآرایی نظام تنظیم‌گری فرهنگی ایران از وضعیت فعلی به سوی الگویی «پیشرفت‌گرا» است؛ الگویی که تنظیم‌گری را نه صرفاً کنترل‌کننده، بلکه تسهیل‌گر نوآوری، مسئله‌محور و حساس به ریسک و رفتار بازیگران بداند. این پژوهش از روش کیفی نظری-تحلیلی بارویکرد تحلیل اسنادی و اتکا به تجارب میدانی بهره گرفته است و داده‌ها از منابع نظری، مطالعات داخلی حکمرانی فرهنگی و ادبیات پیشرفت گردآوری شده‌اند.
یافته‌ها نشان می‌دهد که تنظیم‌گری موجود با منطق پیشرفت به‌عنوان حرکتی پویا و ارزش‌محور ناسازگار است و به جای مدیریت فعال تحولات، به مهار آن‌ها بسنده می‌کند. الگوی پیشنهادی تنظیم‌گری پیشرفت‌گرا بر سه محور استوار است: 1-تحول ابزارها به سمت تنوع و هوشمندی، 2-بازطراحی فرآیندها با تمرکز بر یادگیری نهادی و ارزیابی پیامدها و 3-بازتعریف اهداف با افق پیشرفت تمدنی. این چارچوب، با تأکید بر تفکیک نقش‌ها(سیاست‌گذار، تنظیم‌گر و مجری)، تنظیم‌گری شبکه‌ای و اصول تناسب و پاسخ‌گویی، می‌تواند پیوند میان حکمرانی فرهنگی و پیشرفت را بازسازی کند.
این پژوهش خلأ پیوند نظام‌مند میان نظریه تنظیم‌گری، چالش‌های بومی و افق پیشرفت را پر کرده و چارچوبی تحلیلی برای سیاست‌گذاری فرهنگی ارائه می‌دهد که ضمن حفظ ارزش‌های اسلامی-ایرانی، پویایی و نوآوری لازم برای مواجهه با مسائل مستحدثه را تضمین نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرصت‌ها و چالش‌های دیپلماسی قرآنی جمهوری اسلامی ایران در سایر کشورهای مسلمان؛ مورد مطالعه قاریان بین‌المللی ایرانی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_578.html</link>
      <description>در عصر حاضر ارتباط کشورها در روابط بین‌الملل از رویکرد سنتی و دولت‌محور عبور کرده و مردم و افکارعمومی هستند که سرنوشت کشورها را در عرصه روابط بین‌الملل رقم میزنند. دیپلماسی که به معنای فن ارتباط کشورها با یکدیگر می‌باشد از طریق مختلفی قابل اجرا است؛ در همین راستا بهره‌مندی از منابع فرهنگی به دلیل تأثیرگذاری بیشتر و محور اصلی اعمال قدرت نرم بسیار مورد تأکید و توجه دولت‌ها میباشد. قرآن کریم به عنوان یک منبع فرهنگی وحدت‌بخش و محور مشترک مسلمانان، نقش فراوانی در پیشبرد روابط کشورهای مسلمان دارد و به همین منظور دیپلماسی قرآنی به عنوان دیپلماسی پیشران در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌گردد. داده‌ها در پژوهش حاضر با روش مصاحبه جمع‌آوری شده و به روش تحلیل مضمون مورد واکاوی قرار گرفته است. به جهت دستیابی به اهداف پژوهش، از میان کارشناسان خبره این حوزه شامل متولیان اعزام قاریان، قاریان بین‌المللی و رایزنان فرهنگی ج.ا.ایران، بیست و یک مصاحبه نیمه سازمان‌یافته به عمل آمد و فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا تحقق کفایت نظری پژوهش ادامه یافت. سپس داده‌های حاصل از پژوهش ذیل فرصت‌ها و چالش‌های دیپلماسی قرآنی در در سه مرحله کدگذاری باز، سازمان‌دهنده و فراگیر کدگذاری گردید و درنهایت اهم فرصت‌ها و چالش‌های دیپلماسی قرآنی ج.ا.ایران در سایر کشورهای مسلمان تبیین گردید.پس از دستیابی به اهداف پژوهش، فرصت‌های دیپلماسی قرآنی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: مزیت‌های دیپلماسی قرآنی، ظرفیت‌های اعمال دیپلماسی قرآنی، نقاط قوت بازیگران و نتایج دیپلماسی قرآنی. همچنین چالش‌های این حوزه عبازتند از: ملاحظات سیاسی و نقاط ضعف بازیگران.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ به فراموشی: سیاست‌های حافظه و راهبردهای هویت‌سازی مهاجران افغانستانی در ایران</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_580.html</link>
      <description>این پژوهش کیفی با رویکرد مردم‌نگاری انتقادی، به واکاوی راهبردهای حافظه جمعی و هویت‌سازی مهاجران افغانستانی ساکن در شهرک قائم قم می‌پردازد. این مطالعه سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: شناسایی الگوهای بازسازی حافظه جمعی، تحلیل تأثیر سیاست‌های مهاجرتی ایران بر هویت چندپاره، و واکاوی راهبردهای مقاومت فرهنگی در برابر فشار همگون‌سازی. داده‌ها از طریق مشاهده‌حین‌مشارکت طی سه ماه و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 22 شرکت‌کننده (16 مرد و 6 زن) با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل شدند.یافته‌ها نشان می‌دهد که مهاجران در تقابل با «سیاست فراموشی ساختاری» ناشی از محدودیت‌های اقامتی، شغلی و آموزشی و همچنین تبعیض روزمره، از حافظه‌جمعی به‌مثابه منبعی برای مقاومت فرهنگی و بازآفرینی هویت خویش بهره می‌جویند. این مقاومت نه در قالب کنش‌های آشکار، بلکه از طریق «زیبایی‌شناسی مقاومت» در زندگی روزمره متجلی می‌شود. شش کهن‌الگوی روایی شامل «روایت زخم»، «وانهادگی»، «گذر از برزخ»، «غربت‌گزینی»، «پایداری» و «میهن‌سازی خیالی» شناسایی شد که نقشه حافظه‌جمعی این جامعه را تشکیل می‌دهند. راهبردهای مقاومت در عرصه‌هایی مانند حفظ زبان در فضای خصوصی، آشپزی به مثابه کردار حافظه حسی، برگزاری آیین‌ها، تاریخ‌نگاری شفاهی، خلق فضاهای سوم (مانند رستوران‌ها) و استفاده از فضای مجازی برای بازنمایی هویت مشاهده شد.در نتیجه‌گیری، پژوهش نشان می‌دهد که حافظه برای مهاجران، علاوه بر ابزار یادآوری، سامانه‌ای وجودی و «عملی امیدبخش» برای ساختن آینده‌ای معنادار در حاشیه است. این مطالعه بر ضرورت گذار سیاست‌های مهاجرتی از منطق انکار به رسمیت‌شناسی، بازاندیشی در نظام آموزشی برای گنجاندن روایت‌های چندصدایی، و حمایت از فضاهای سوم فرهنگی تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مؤثر بر تأخیر سن ازدواج جوانان شهر کاشان با نقش میانجی تمایل به مجرد زیستی</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_581.html</link>
      <description>افزایش میانگین سن ازدواج از جمله تغییراتی است که طی چند سال اخیر به یکی از مسائل مهم جمعیتی و اجتماعی تبدیل شده است. مقاله پیش‌رو با هدف تحلیل جامعه‌شناختی و جمعیت‌شناختی عوامل مؤثر بر تأخیر در سن ازدواج جوانان در شهر کاشان انجام گرفته است. تحقیق حاضر به صورت پیمایش مقطعی است که در پاییز 1403 انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دختران 44-24 ساله و پسران 49-28 ساله هرگز ازدواج‌نکرده شهر کاشان است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 373 نفر برآورد گردید. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که متغیرهای تمایل به مجرد زیستی، ارتباطات خارج از ازدواج، تعاملات و ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی، هزینه‌های ازدواج، اعتماد به جنس مخالف، فردگرایی، وضعیت اشتغال، سن و سال‌های تحصیل، به ترتیب، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های تأخیر سن ازدواج بوده و حدود 43 درصد تغییرات متغیر وابسته (تأخیر سن ازدواج) را تبیین می‌کنند. در نهایت از طریق تحلیل مسیر و اثر مستقیم و غیرمستقیم متغیرها مشخص گردید که ارتباطات خارج از ازدواج، فردگرایی، تعاملات و ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی، تمایل به مجرد زیستی، هزینه‌های ازدواج، اعتماد به جنس مخالف، وضعیت اشتغال، سن و سال‌های تحصیل به ترتیب، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های تأخیر سن ازدواج هستند. بر اساس یافته‌ها، آموزش تحلیلی و علمی پیامدهای روابط خارج از چارچوب ازدواج در کتاب‌های دوره دبیرستان، در کنار رفع موانع و ترغیب ایشان به ازدواج به عنوان الگوی سالم رابطه می‌تواند از این معضل کاسته و با تشکیل زندگی پایدار در مقوله باروری اثرگذار باشد. در ضمن تمرکز بر آموزش سواد رسانه‌ای و توانمندسازی اقتصادی جوانان توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی معنای دین در زندگی روزمره دانشجویان</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_582.html</link>
      <description>معنای دین در زندگی روزمره از موضوعات پیچیده و چندوجهی است که تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر افکار، رفتار و روابط اجتماعی انسان‌ها دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی معنای دین در زندگی روزمره دانشجویان است. این پژوهش با روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش هجده نفر از دانشجویان (پسر و دختر) دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز شهرکرد هستند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع معیار محور و با اشباع نظری انتخاب شده‌اند. داده‌ها از طریق مصاحبة نیمه‌ساخت‌یافته و عمیق جمع‌آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کولایزی و جهت اعتباریابی پژوهش از دو استراتژی بازخورد همتایان و روش کنترل اعضا استفاده شده است. پس از تهیه فهرستی از اظهارات مهم دانشجویان در مورد معنای دین در زندگی روزمره، مضامین اصلی پژوهش - &amp;amp;laquo;دین به مثابه تکیه‌گاه هویتی در طوفان تغییرات زندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دین به مثابه معنابخش به رنج و ابهامات زندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دین به مثابه بازوی آرامش‌بخش و مأمن تسکین وجودی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دین به مثابه قطب‌نمای اخلاقی در تمایلات روزمره&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دین به مثابه رابطه‌ای شخصی و بی‌واسطه با خدا&amp;amp;raquo; - استخراج و توصیف شدند. نتایج بیانگر آن است که تجربه تجلی‌یافته در این بستر، دین را به مثابه یک نظام تفسیری بازنمایی می‌کند که دانشجو به واسطه آن چالش‌های ناشی از فشارهای ساختاری و رنج‌های وجودیِ زندگی روزمره را به یک کلِ معنادار و قابل‌تحمل تبدیل می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ایدئولوژی و مقاومت در فیلم‌های سینمایی دختر، قصر شیرین و نگهبان شب به کارگردانی رضا میرکریمی: بر اساس رویکرد &amp;laquo;تئون ون‌دایک&amp;raquo;</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_585.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;سیدرضا میرکریمی&amp;amp;raquo; از سینماگران دغدغه‌مند اجتماعی و سیاسی ایران است که با زبانی آرام اما ژرف، تنش‌های نظم اجتماعی تثبیت‌شده و امکان اعتراض‌های فردی و اخلاقی را در آثارش بازنمایی می‌کند. این شکل از اعتراض در قالب &amp;amp;laquo;مقاومت اخلاقی درون‌ساختاری&amp;amp;raquo; فهم می‌شود؛ کنشی اخلاقی که بدون تقابل صریح با نظم مسلط، از دل روابط روزمره و با تکیه بر مسئولیت، وجدان و امتناع، منطق قدرت را به چالش می‌کشد. بر همین اساس در سه فیلم سینمایی متأخر او، &amp;amp;laquo;دختر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قصر شیرین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نگهبان شب&amp;amp;raquo;، شخصیت‌ها با بحران‌های درونی و موقعیت‌های متعارض روبه‌رو می‌شوند. آنها در مواجهه با گفتمان‌های مسلط جامعه، به ویژه در نهاد خانواده، مناسبات کاری واکنش نشان می‌دهند. این شیوه‌های اعتراض، پرسش‌هایی درباره مشروعیت نظم موجود و مرز مسئولیت فردی و نهادی را برای مخاطب پیش می‌کشند. این پژوهش با تکیه بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی &amp;amp;laquo;تئون ون‌دایک&amp;amp;raquo; و در سه سطح متن، شناخت و جامعه، به بررسی سازوکارهای بازتولید یا گسست از ایدئولوژی و بازنمایی قدرت و بحران اعتماد در این سه فیلم می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که گفتمان‌هایی چون پدرسالاری، کنترل نهادی و فرسایش اعتماد، نه از مسیر تقابل مستقیم، بلکه از درون روابط خانوادگی، مناسبات کاری و انتخاب‌های اخلاقی شخصیت‌ها به چالش کشیده می‌شوند. در نهایت، این آثار از امید اصلاح‌گرایانه در &amp;amp;laquo;دختر&amp;amp;raquo; تا بازاندیشی اخلاقی در &amp;amp;laquo;قصر شیرین&amp;amp;raquo; و نقد صریح‌تر سازوکارهای قدرت در &amp;amp;laquo;نگهبان شب&amp;amp;raquo;، روندی صعودی در شدت نقد و صورت‌بندی مقاومت نشان می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش کاربران از نمایش غذا در اینستاگرام</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_583.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، اینستاگرام به یکی از مهم‌ترین سکوهای ارتباطی برای نمایش سبک زندگی، سلیقه و هویت فردی بدل شده است. یکی از گونه‌های رایج در این سکو، بازنمایی تصویری غذاست که به‌ویژه در میان کاربران ایرانی، هم‌زمان جنبه‌ای زیباشناختی، فرهنگی و اجتماعی یافته است. پژوهش پیش‌رو با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریۀ &amp;amp;laquo;دریافت مخاطب&amp;amp;raquo;، به تحلیل خوانش کاربران ایرانی از تصاویر غذایی منتشرشده در اینستاگرام می‌پردازد. داده‌های پژوهش از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 27 کاربر فعال اینستاگرام گردآوری و با روش تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که کاربران در مواجهه با این تصاویر، تنها دریافت‌کنندگان منفعل نیستند، بلکه از دریچه سرمایه فرهنگی، تجربه زیسته و افق انتظارات خود، معناهایی متفاوت به محتوای تصویری غذا نسبت می‌دهند. خوانش کاربران در سه دسته کلی طبقه‌بندی شد: &amp;amp;laquo;الهام‌بخش&amp;amp;raquo; (محرک یادگیری یا ایده‌پردازی)، &amp;amp;laquo;واقع‌گریز&amp;amp;raquo; (اغراق‌‌شده یا ساختگی)، و &amp;amp;laquo;تجاری&amp;amp;raquo; (با هدف تبلیغ یا برندسازی یا ویژندسازی). مفاهیمی چون فومو (ترس از عقب‌ماندن)، مقایسه اجتماعی، هویت دیجیتال و نقد سبک زندگی مصرفی در فرایند تفسیر کاربران برجسته بود. مطالعه پیش‌رو نشان می‌دهد که خوانش کاربران از محتوای غذایی اینستاگرام، واجد نتایج فرهنگی و اجتماعی در زمینۀ سبک تغذیه، رضایت‌مندی روزمره و حتی روابط اجتماعی آنان است. در این معنا، خوانش به کنشی فعال و انتقادی تبدیل می‌شود که مرز میان رسانه و واقعیت را بازتعریف می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیست‌اجتماعی پارادوکسیکال: واکاوی تعامل میان سنت و مدرنیته در چشم‌اندازهای جوانان مشهد</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_584.html</link>
      <description>تغییر سبک زندگی جوانان، از بارزترین وجوه تحولات اجتماعی و چشم‌اندازها، وجه ذهنی این تغییرات هستند. جامعه ایران عجین با سنت، دین و مدرنیته، انواع سبک زندگی را سامان داده است. رویکردهای جامعه‌شناختی، سبک زندگی را عمدتاَ از دریچه مصرف، تمایز، ذائقه، مد، هویت و معنا تبیین‌کرده‌اند و پژوهش‌های اجتماعی نیز به ابعاد توصیفی و تبیینی این امر پرداخته‌اند. پژوهش از نوع کیفی و با روش نظریه داده‌بنیاد اشتراوس-کوربین با مشارکت 22 نفر از جوانان 18 تا 35 ساله ساکن مشهد، انجام شده است. در شرایط زمینه‌ای، نقش کارکردی دین در زندگی روزمره، اقتصاد ناپایدار و سیاست‌های تأثیرگذار بر ادراک طبقاتی و تعامل سنت، مدرنیته و جهانی‌شدن، در شرایط علّی، سایه‌انداختن ساختارها بر ذهنیت‌ها، اندیشه‌های جهانی و بازتعریف خود، در شرایط مداخله‌‌گر، مکانیسم‌های داوری اجتماعی، چالش هنجارهای جمعی و قضاوت‌های ساختاری در میادین رسانه، نخبگی و اعتقادات نقش‌آفرین بوده‌اند. مقاومت در برابر روابط سلطه، دوگانگی ساختاری در هویت فرهنگی-سیاسی، استقلال در عرصه دین و سیاست، سازگاری بازاندیشانه در مواجهه با جهان، زندگی بر مدار سنتها و نفوذپذیری چندوجهی از چهره‌های کاریزماتیک، مهم‌ترین راهبردها و مقاومت در برابر الگوهای مرسوم موفقیت، ابهام نسبت به آینده و مقصر دانستن نظام سیاسی، جبرگرایی عرفی و غیرعرفی و آسایش‌طلبی، پیامدهای اصلی بوده‌اند. زیست عینی و ذهنی جوانان در آمیزه‌ای از کنش و واکنش با شرایطی پیچیده و چندلایه شکل گرفته که نتیجه تلاش مستمر در همسازی میان سه عنصر دین، سنت و مدرنیته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنسیت و روابط قدرت در خانواده: واکاوی تجربیات فرزندان در تعامل با والدین</title>
      <link>http://www.jicr.ir/article_586.html</link>
      <description>چکیده
هدف پژوهش: این مطالعه با هدف تحلیل ساختاری روابط قدرت والدین و بررسی تجارب فرزندان از خشونت و تبعیض جنسیتی در خانواده انجام شد تا سازوکارهای بازتولید نابرابری‌های جنسیتی شناسایی و تبیین گردد.
روش پژوهش: مطالعه با رویکرد نظریه‌پردازی داده بنیاد و بر اساس ۳۱ مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته با فرزندانی انجام شد که علیه والدین خود اقدام قضایی کرده بودند، یا به دلایل فرهنگی، عرفی یا قانونی از پیگیری انصراف داده، و همچنین کسانی که به دلیل فقدان جرم‌انگاری رفتار والدین، هیچ اقدامی انجام نداده بودند. داده‌ها به‌صورت مفهومی و نظام‌مند تحلیل شده و ساختارهای نظری مرتبط استخراج گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد باورهای سنتی، سلطه پدرسالارانه، وابستگی مالی فرزندان به والدین و تجربه خشونت، بازتولید نابرابری جنسیتی را در خانواده تسهیل می‌کند. ساختار سلسله‌مراتبی خانواده، تقسیم کار جنسیتی، بی‌اعتمادی به نظام قضایی و هزینه‌های بالای پیگیری قانونی، اصلاح وضعیت را محدود می‌سازد. فرزندان در مواجهه با «ساختارهای نابرابر جنسیتی» یا مقاومت می‌کنند یا تسلیم می‌شوند که پیامدهای روانی و هویتی نظیر افسردگی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس را به همراه دارد.
نتیجه‌گیری: روابط قدرت جنسیتی در خانواده بازتولید نابرابری‌های ساختاری و فرهنگی را تقویت کرده و اثرات عمیق روانی و اجتماعی برجای می‌گذارد که ضرورت اصلاح نگرش‌ها و ایجاد سازوکارهای حمایتی و قانونی را برجسته می‌سازد.
واژگان کلیدی: سلطه جنسیتی، خشونت خانوادگی، روابط والد–فرزند، ساختار قدرت، تجربه زیسته، نظریه‌پردازی داده‌بنیاد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
