فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران

فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران

فرهنگ و زندگی روزمره

سخن سردبیر

نویسنده
دانشیار جامعه‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
چکیده
شاید بتوان در نگاهی کلی، جامعه شناسی/ مطالعات فرهنگی زندگی روزمره را پروبلماتیزه کردن روزمرگی و امور عادی، متعارف و پیش پا افتاده دانست. برخی از این امور پیش‌پاافتاده و عادی، کنش‌های کوچک و بدیهی روزمره، تعاملات اجتماعی، ذائقه غذایی و طرز لباس پوشیدن ما است. این‌گونه است که پوشیدن لباس سیاه در مراسم عزای عزیزان، یا سرو غذای خاص در مناسبتی ویژه، عادی قلمدداد می‌شود و همین رفتارها در موقعیت‌های دیگر غیرعادی ارزیابی می‌شود. بدین ترتیب، جامعه‌شناسی/ مطالعات فرهنگی زندگی روزمره رؤیت‌پذیری آنچه که از فرط حضور رؤیت نمی‌شود را به عنوان پدیده‌ای فرهنگی فراهم می‌سازد. 
طبیعی‌ترین و روزمره‌ترین اوقات زندگی‌مان، ‌فرهنگی‌ترین لحظات آن است؛ زمانی که در حال ایفایِ بدیهی‌ترین و معلوم‌ترین نقش‌ها هستیم، ‌عملاً‌  نقش‌هایی را ایفا می‌کنیم که ساخت‌یافته، آموزش‌داده شده و کاملاً اجتناب ناپذیرند و این، یکی از پارادوکس‌های بنیادینِ زندگی اجتماعی ما است (ویلیس، 1979، 185).
از ملزومات رؤیت‌پذیریِ امر روزمر‌ه، نگاه در زمان و تاریخی است. با نگاهی به تصاویر یا فیلم‌های به‌جا مانده از گذشته نه‌چندان دور می‌توان از «توافقِ» کنشگران در گذشته بر سر اینکه در آن زمان چه چیز زیبا، اخلاقی و منصفانه بود پرده برداشت و متوجه تفاوت‌ِ آن «توافق‌ها» با «توافق‌های» کنونی بر سر همان موضوعات شد. در واقع، روزمره‌گی همچون هر پدیده‌ اجتماعی دیگر امری تاریخی است و در گذر زمان تغییر می‌کند و این، به معنای «فرایندی»، «سیال» و «در جریان» بودن امر روزمره است. بدین‌معنا، جامعه‌شناسی / مطالعات فرهنگی زندگی روزمره، امر روزمره را نه پدیده‌ای ثابت در زمان و لایتغیر، بلکه امری در جریان و سیال که ما در لحظه لحظه زندگی آن را زندگی و بازتولید می‌کنیم تلقی می‌کند. 
سیالیت و تغییرپذیریِ امر روزمره محدود به زمان نیست، بلکه از جامعه‌ای به جامعه دیگر نیز تغییر می‌کند. آنچه در فرهنگی عادی تلقی می‌شود در فرهنگی دیگر غیرعادی است. صبحانه به عنوان یک وعده غذایی در دو فرهنگ ایرانی و ترکیه‌ای جایگاه متفاوتی دارد. در ترکیه میهمان کردن به صبحانه که عموماً در روزهای تعطیل صورت می‌گیرد امری رایج است و در آن با تنوع گسترده‌ای از مواد غذایی مواجه می‌‌شویم. در واقع، در آن فرهنگ، صبحانه اهمیتی تقریباً هم‌وزن با ناهار دارد. این درحالی‌است که در فرهنگ ایرانی این‌چنین نیست. 
امر عادی، متعارف و پیش‌پاافتاده، علاوه بر این‌که از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است، حتی در گروه‌های اجتماعی مختلف در درون یک فرهنگ نیز می‌تواند متفاوت باشد. از این رو پژوهش بر روی «خرده‌فرهنگ‌ها» از حوزه‌های جذاب در مطالعات زندگی روزمره است. فارغ از تفاوتِ روزمرگی «در» و «درونِ» فرهنگ‌ها، چالش عمده مطالعات زندگی روزمره، رؤیت‌پذیر‌کردن امر روزمره و به ظاهر بی‌اهمیت و نادیده انگاشته شده در بطن زندگی اجتماعی است. 
با توجه به اهمیت امر روزمره، این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که چگونه و از چه زمانی «روزمرگی» چنان مشروعیت و وجاهت علمی به دست آورد که تبدیل به موضوعی آکادمیک در علوم اجتماعی شد. این امر، تاریخی به درازای علوم اجتماعی دارد و بسیاری از جامعه‌شناسان و از جمله بنیانگذاران جامعه‌شناسی همچون زیمل، وبر و مارکس، - هر یک به نحوی - فرهنگ را فرایند سیاسی، تاریخیِ ساخت‌دهی به زندگی روزمره می‌دانند. 
همچنین با نگاهی به نحوه مواجهه با امر روزمره در علوم اجتماعی، می‌توان گستره بزرگی از حوزه‌های مطالعاتی را شناسایی کرد: از مطالعات قوم‌نگارانه (برای مثال زورباگ، 1983) گرفته تا مطالعات در حوزه جامعه‌شناسی فرهنگی (برای مثال الگزاندر، 2008) و مطالعات با رویکردهایی که بعد از چرخش اجرایی در علوم اجتماعی (برای مثال استفاده از تاتر در آثار افرادی همچون دنزین، 200؛ و سالدانا، 2005) شکل گرفته‌اند. همچنین، بخشی از مطالعات در حوزه زندگی روزمره به مطالعات انتقادی اختصاص دارد که چگونگی سرکوب، نابرابری و نظم اجتماعی را در قالب امور به ظاهر پیش پا افتاده مورد کنکاش قرار می‌دهد (برای مثال نگاه کنید به، آلتوسر، 1387؛ ماشری، 1978؛ چانی، 2012). چنین رویکردی در مطالعات زندگی روزمره روابطِ قدرتی را بررسی می‌کند که شکلِ کنونیِ زندگیِ روزمره بر مبنایِ آن بنا شده است. چنین رویکردی، افشاکننده پیکره  منافعی است که ساخت‌یابیِ زندگی روزمره در خدمتِ آن است.
مطالعاتِ (فرهنگیِ) زندگی روزمره در غرب با تمرکز بر موضوعاتی همچون طبقه کارگر و زنان آغاز و بعدها به حوزه‌هایی همچون نژاد، اوقات فراغت و رسانه کشیده شد. تمرکز این مطالعات بر محورهای فوق به دلیل درگیری جامعه غرب با مسائل مرتبط با محورهای یادشده از سال‌های پس از جنگ دوم جهانی تاکنون بوده است؛ اما به قول استوارت هال (1386)، «بقیه جهان» در حال تجربه متفاوتی از مدرنیته بوده‌ است. بر همین مبنا، تجربه مدرنیته در جامعه ایران همانند بسیاری از جوامع خاورمیانه، پیچیده‌تر از تجربه همتایان غربی‌اش است، چرا که مبتنی بر نوعی تجربه «جهان‌محلی» از مدرنیته وارداتی و مفصل‌بندی آن با امر محلی است. بدین ترتیب، «غرب خیالی یا تصوری» نقش (ایجابی/ سلبی) اساسی در تجربه زیسته روزمره ما - از چیدمان درونِ خانه گرفته تا تعریف‌مان از زنانگی و زیبایی - داشته است. در این صد و اندی سال، ما همواره در مقایسه‌ای ایجابی یا سلبی با انسان، جامعه و تاریخِ غرب، خود، جامعه و تاریخ مان را ارزیابی کرده‌ایم. به عبارتی، امر روزمره در «بقیه جهان»، به نحوی در گرانشِ غرب ساخت یافته است.
ویژه‌نامه «فرهنگ و زندگی روزمره» در تلاش است تعدادی مقاله مرتبط با این حوزه را با تمرکز بر تجربه مدرنیته ایرانی منتشر کند. این مقالات، گستره بزرگی از موضوعات از مصرف نمایشی در زندگی روزمره زنان مرفه گرفته تا تجربه نوستالژی در زندگی روزمره مهاجران ایرانی را شامل می‌شود. برخی از مقالات ماهیت نظری/ روشی دارند (مانند مقاله « میشل دوسرتو و تاریخ‌نگاری زندگی روزمره: مواجهه‌ای خودتأملی از خلال تجربه مطالعات فرهنگی در ایران ») و برخی به شکلی دقیق بر کنکاش در تاریخ بنا شده اند (مانند مقاله «ظهور امر روزمره در عکس‌های دوران قاجار»). امید است مجموعه حاضر بتواند توجه اساتید، پژوهشگران و دانشجویان را به این حوزه تحقیقاتی جلب نماید.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


آلتوسر، لوئی (1387). ایدئولوژی و سازوبرگهای ایدئولوژیک (ترجمه روزبه صدرآرا). تهران: نشر چشمه.
هال، استوارت (1386). غرب و بقیه: گفتمان و قدرت (ترجمه محمود متحد). تهران: نشر آگه.
Alexander, J.C. (2008). Clifford Geertz and the Strong Program: The Human Sciences and Cultural Sociology. Cultural Sociology, 2, 157.
Chaney, D. (2012). Starting to Write a History of the Present Day: Culture and Sociology. in L. Back, A. Bennett et al. (eds), Cultural Sociology: An Introduction. Oxford: Wiley-Blackwell. pp. 3–18.
Denzin, N. (2001). The Reflexive Interview and a Performative Social Science. Qualitative Research, 1(1): 23–46.
Macherey, P. (1978). A Theory of Literary Production, trans. G. Wall, London and New York: Routladge.
Saldaña, J. (2005). Ethnodrama: An Anthology of Reality Theatre. Walnut Creek, CA: AltaMira Press.
Willis, P. (1977). Shop Floor Culture, Masculinity and the Wage Form. In John Clarke, Chas Critcher and Richard Johnson (eds) Working Class Culture: Studies in History and Theory (pp. 185–98), London: Hutchinson.
Zorbaugh, H. (1983 [1929]). The Gold Coast and the Slum: A Sociological Study of Chicago’s Near North Side. Chicago: Chicago University Press.
 
ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.