تحولات دینداری همواره از موضوعات مهم در حوزۀ جامعهشناسی دین بوده است. تغییرات بیننسلی و نسبت آن با دینداری یکی از موضوعاتی است که در کشوری مانند ایران، جای بررسی و تحلیل فراوان دارد. هدف این پژوهش، بررسی گفتمانهای دینی در تجربۀ زیستۀ سه نسل از شهروندان شهر کاشان است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات کیفی بوده که با بهکارگیری روش نظریۀ زمینهای انجام شده است. این پژوهش، از چارچوب مفهومی اینگلهارت، بروس و سروش بهره برده است. حجم نمونۀ این پژوهش 28 نفر از متولدان دهۀ 1330 (دوران رژیم پهلوی)، متولدان دهۀ 1350 (دوران انقلاب و ارزشهای انقلابی) و متولدان دهۀ 1370 (دوران تثبیت و توسعۀ جمهوری اسلامی) بودهاند. براساس یافتههای پژوهش، متولدان دهۀ 1330، دارای دینداری مرجعگرا بوده و رویکردی قطعی به مسائل دینی دارند. این نسل، دارای کدهای محوریای همچون دین تعبدی، دین فقهگرا، دین حداکثری و سیاسی، دین سنتی و غیرسیاسی، الگوپذیری، درونیسازی و عملگرایی، بیگانهستیزی بهمثابه مدرنیتهستیزی هستند. دینداری متولدان دهۀ 1350 از نوع دینداری نهادگرا بوده و خواهان حضور دین در همۀ عرصههای جامعه، و دارای کدهای محوریای همچون دین تعبدیـتقلیدی، دین مناسکیـآیینی، الگوپذیری، دین حداکثری و سیاسی، عملگرایی دینی، همبستگی نسلی، تمایزگذاری دوگانۀ دین و دیندار، و دین اجتماعی بودهاند. مقولۀ هستهای دینداری متولدان دهۀ 1370، دین فردگرا با کدهای محوری دین انسانی و اینجهانی، دین حداقلی، خودمرجعی دینی، عدم گرایش به دین مصلحتاندیش و اجتماعینشده، عرفیگرایی دینی، عدم گرایش به دینِ سیاسی، تنوعطلبی و تکثرگرایی دینی، بیالگویی، و کاهش دینداری با قرائت رسمی بوده است. همچنین، برپایۀ یافتههای پژوهش، مشخص شد که میان متولدان دهۀ 1330 و 1350، شکاف نسلی چندانی وجود ندارد، اما میان این دو نسل با متولدان دهۀ 1370، شکاف نسلی وجود دارد و مفهوم دینداری در نسل جدید، تغییر کرده و دارای رویکردی ایمانی و بیواسطه شده است.
Bruce, S. (2001). The curious case of the unnecessary recantation: Berger and secularization. In L. Woodhead, P. Heelas, & D. Martin (Eds.), Berger and the Study of Religion (Pp. 87-100). Taylor & Francis/Routledge.