جوانان و بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

مطالعات تجربی انجام‌شده در حوزه فرهنگ دانشگاهی در ایران نشان از جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری دانشگاهی ناکارآمد و منفعل دانشجویان و جدایی و بیگانگی آنها از ساختار، فرایند و فرهنگ دانشگاهی مطلوب دارد. احساس و نگرش بی‌قدرتی، بی‌هنجاری، انزوای اجتماعی و در کل بیگانگی از خود، فرایند تحصیل، فضای دانشگاه، اساتید و دیگر دانشجویان به طور فزاینده در اندیشه و احساس طیف قابل توجهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم انسانی و اجتماعی رواج یافته است. پژوهش حاضر با الهام از روش‌شناسی تلفیقی به دنبال آن است تا پدیدار‌شناسی تجربه بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی را از منظر دانشجویان و بر اساس تجربه زیسته و روایت آنها باز‌سازی و تشریح کرده و ضمن نشان دادن ویژگی و عوامل اجتماعی درونی و بیرونی مؤثر بر این تجربه، سنخ‌شناسی از نوع و میزان آن به دست داده و در نهایت استراتژی‌ها و واکنش دانشجویان به این تجربه را آشکار سازد. طراحی تحقیق مبتنی‌بر مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافتة کیفی است که در سنت نظریه مبنایی با حدود 40 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم انسانی و اجتماعی شهر تهران انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد مؤلفه‌های اصلی تجربه بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی ضمن ارتباط و تأثیرپذیری مستقیم از سیاست فرهنگ، آثار و پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی مهمی در زندگی دانشجویان دارد. فاصله‌گزینی یا بیگانگی دانشگاهی هدفمند، تطابق گزینشی با انتظارات و هنجار‌های شناختی دانشگاهی و ایجاد هماهنگی و تعادل بین نیاز‌ها و ارزش‌های شخصی با خود دانشگاهی و رسمی (خرده‌فرهنگ شاگرد اولی‌ها) گونه‌های عمدة تجربه بیگانگی و استراتژی‌های مواجهه با آن برای دانشجویان محسوب می‌شوند.

کلیدواژه‌ها