نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

دانشکده هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان

10.22035/jicr.2021.2513.2945

چکیده

ادراک شنیداری از مهم‌ترین حواس انسانی‌است که با احساس حضور او در زندگی زیسته هم‌آمیخته‌است. ویژگی‌های تحلیلی صدا نه-فقط در فیزیک صوت که به‌انگاره‌های مجازیِ آن‌نیز گسترش می‌یابد. عکس‌ها به‌عنوان سندتاریخی، از این‌منظر که محل اجماع ادراک دیداری و حواس دیگرِ انسانی هستند، می‌توانند نمایه‌های صوتی و انگاره‌های نمادین مجازیِ صدا را در بستر خود ارائه دهند. بنابراین، در متن پیش‌رو، از تاریخ اجتماعی و فرهنگیِ حواس به‌عنوان روش تحقیقِ ادراکِ شنیداری در متن عکس استفاده شده‌تا لایه‌های ضمنیِ صوتی در آن مورد تحلیل قرارگیرد. اهمیت کار آن‌جا خودرا نشان می‌دهد که عکس‌های شهری‌را به‌عنوان اسنادی درنظر داشته‌باشیم که توانایی "ثبتِ حسی" موضوعات انسانی در اجتماعات شهری‌را دارند و بنابراین بیننده -مفسر- می‌تواند درهنگامه‌ی تأویل و تفسیر، از قوه‌ی شنیداری به‌عنوان یکی از حواس پنج‌گانه در فهم عکس بهره‌گیرد. سؤال اما این‌جاست که ادراک شنیداری در تحلیل عکس که رابطه‌ای لازم‌وملزوم با ادراک دیداری دارد، چگونه می‌تواند اطلاعات تاریخی درباره‌ی متن خود ارایه‌دهد؟ فرضیه‌ی ما آن‌است‌که عکس‌های شهری به‌دلیل ثبتِ زندگی روزانه‌ی مردم، اطلاعاتی‌را به‌جز درفرم‌ و ساختار بصری خود، به‌صورت داده‌های ضمنی ثبت می‌کنند که می‌توان از طریق درک شنیداری-تاریخیِ سند عکاسانه، آن‌را تحلیل و فهم‌نمود. نتیجه آن‌که ادراک شنوایی آن‌جا که در اسناد عکاسانه با قوه‌ی دیداری تداخل پیدا می‌کند، انبوهی‌از اطلاعات فرهنگیِ مبتنی بر آگاهی همچون نوستالژیا، خاطرات و یادها را در بیننده‌ی خاص خود ایجاد می‌کنند، و به‌علاوه، از طریق ردّ نمایه‌های صوتیِ ثبت‌شده در سطح عکس، می‌توان بافت تاریخی اجتماعی انسانی، کیفیت زیست و تعاملات زندگیِ روزمره‌ی یک مقوله‌ی جمعیتی‌را در متن آن مورد مطالعه‌قرارداد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات