نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 فارغ التحصل از رشتۀ اتنوموزیکولوژی، دانشگاه هنر تهران، ایران

2 معاونت پژوهشی دانشگاه هنر تهران

10.22035/jicr.2022.2892.3246

چکیده

موسیقی کلاسیک ایران پس از تأسیس شعبۀ موزیک دارالفنون، که مدخلی بود برای حضور موسیقی غربی در ایرانِ معاصر، دستخوش تحولات گوناگونی شده است. شکل‌گیری جریان‌های مختلف در موسیقی ایران ازجمله پیامدهایی بود که ورود مدرنیته در ایران به‌دنبال داشت. دراین‌راستا، جریان‌های تأثیرگذار موسیقایی در ایران، به‌مثابه‌ گفتمان‌هایی در نظر گرفته شده‌اند که در فرایندی دیالکتیکی، نوعیْ پویایی را در موسیقی کلاسیک ایرانی در پی داشته‌اند. برای بررسی بازۀ زمانی مذکور، سه گفتمانِ تجددگرا، سنت‌گرا و انقلاب (که به‌نمایندگی مجموعۀ چاووش) در بستر موسیقی ایرانی پدیدار شد موردبررسی قرار گرفته‌اند. مسئلۀ اصلی در پژوهش حاضر معطوف به این پرسش است که حضور و نیز تصادمِ گفتمان‌های تجددگرا و سنت‌گرا در حیات موسیقایی ایران معاصر، چگونه به شکل‌گیری و ظهور چاووش، در قالب یک گفتمان جدید، منتج شده است. تبیینِ چگونگی ظهورِ یک گفتمان جدید، پس از فروپاشی گفتمان‌های متخاصمِ پیشین به‌عنوان هدف این پژوهش لحاظ شده است. در این مقاله، سعی شده با اتخاذ روش توصیفی ـ تحلیلی، روند شکل‌گیری و تصادم گفتمان‌های موردمطالعه و نیز چگونگیِ گذار از گفتمانی به گفتمانِ دیگر، موردبررسی قرار گیرد. مفهوم «دیالکتیکِ» هگل و همچنین مفاهیم «نظریۀ گفتمانِ» لاکلو و موف، در مقامِ چارچوب نظری، برای تبیین مسئلۀ پژوهش استفاده شده‌اند. یافته‌های این پژوهش مبین آن است که چاووش تا حد زیادی محصول سنتز دو گفتمان متجدد و سنت‌گرای موسیقی ایرانی است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که خلق و رسیدن به یک آگاهیِ تازه و نوین در موسیقی کلاسیک ایرانی، به‌واسطۀ فرایندی دیالکتیکی حاصل از تصادمِ این دو گفتمان به دست آمده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

CAPTCHA Image