معنای دین در زندگی روزمره از موضوعات پیچیده و چندوجهی است که تأثیرات عمیق و گستردهای بر افکار، رفتار و روابط اجتماعی انسانها دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی معنای دین در زندگی روزمره دانشجویان است. این پژوهش با روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. مشارکت-کنندگان در این پژوهش هجده نفر از دانشجویان (پسر و دختر) دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز شهرکرد هستند که از طریق نمونهگیری هدفمند از نوع معیار محور و با اشباع نظری انتخاب شدهاند. دادهها از طریق مصاحبة نیمهساختیافته و عمیق جمعآوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کولایزی و جهت اعتباریابی پژوهش از دو استراتژی بازخورد همتایان و روش کنترل اعضا استفاده شده است. پس از تهیه فهرستی از اظهارات مهم دانشجویان در مورد معنای دین در زندگی روزمره، مضامین اصلی پژوهش - «دین به مثابه تکیهگاه هویتی در طوفان تغییرات زندگی»، «دین به مثابه معنابخش به رنج و ابهامات زندگی»، «دین به مثابه بازوی آرامشبخش و مأمن تسکین وجودی»، «دین به مثابه قطبنمای اخلاقی در تمایلات روزمره»، «دین به مثابه رابطهای شخصی و بیواسطه با خدا» - استخراج و توصیف شدند. نتایج بیانگر آن است که تجربه تجلییافته در این بستر، دین را به مثابه یک نظام تفسیری بازنمایی میکند که دانشجو به واسطه آن چالشهای ناشی از فشارهای ساختاری و رنجهای وجودیِ زندگی روزمره را به یک کلِ معنادار و قابلتحمل تبدیل مینماید.