نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین، دانشکدۀ فرهنگ، علوم اجتماعی و رفتاری، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران

چکیده

این مقاله درصدد بررسی چگونگی وقوع رخداد انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها(‌‌63‌ـ‌1359) تا مقطع تفوق گفتار اسلامی‌کردن است. نکتۀ مهم، تاریخی‌بودن ایدۀ انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌هاست: این ایده محصول یک نقطۀ زمانی‌ـ‌مکانی معین نیست بلکه محصول شرایط تاریخی مواجهه و زیست نیروهای انقلابی با تجربه‌های متکثر و گاه متعارضی نظیر انقلاب فرهنگی در چین و انقلاب سفید ایران و جنبش‌های جدید فرهنگی اروپا یا بازخوانی بعثت فرهنگی پیامبر اسلام(ص) و نیز درتقابل‌با برخی رویه‌های فرهنگی نظیر فرهنگ طاغوتی یا فرهنگ استعماری در دورۀ پهلوی است. مقاله نشان می‌دهد که براساس شرایط پیش‌گفته، همۀ نیروهای سیاسی و اجتماعی درگیر در انقلاب اسلامی با تحول در دانشگاه توافق داشتند و همگی در مقطع اولیۀ پس از انقلاب اسلامی(یا قبل ‌از آن) فعالیت‌هایی را برای دگرگونی در وضعیت دانشگاه‌ـ‌علم آغاز کرده بودند. وقوع انقلاب موجب شد تا امکان پیگیری و تحقق این ایده فراهم شود. به‌علاوه با آشکارشدن اختلاف‌نظر نیروهای درگیر در انقلاب بر سر ماهیت و ساختار نظم سیاسی جدید در مرحلۀ مابعد انقلاب، و تبدیل دانشگاه به ابژۀ سیاسی نیروهای مخالف و متعارض، پیدایی مناقشۀ جدایی‌طلبی قومی، تسخیر سفارت آمریکا، آغاز جنگ تحمیلی، و به‌خصوص تغییر رفتار برخی گروه‌ها از کنش‌گری سیاسی به رفتار نظامی و تروریستی به‌ویژه در سال‌های 59 و شصت، عملاً گفتار اسلامی‌کردن غلبه‌یافت و گفتارهای رقیب از رخداد انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها کنار رفت یا در حاشیه قرارگرفت. در این مقاله از شیوۀ میشل فوکو برای تباریابی و تحلیل مبدأ استفاده می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات