نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه زبان انگلیسی دانشگاه دامغان

2 استاد دانشگاه فردوسی مشهد

3 عضو هیئت علمی گروه زبان انگلیسی دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)

10.22035/jicr.2020.2392.2854

چکیده

هیجانات شرم و گناه که در زمرۀ هیجانات همگانی و خودآگاه بشر قرار می‌گیرند، در زندگی روزمرۀ افراد بسیار فراگیر بوده و ضمن برخورداری از نقش اساسی در فرآیند اجتماعی‌شدگی انسان، به عنوان مکانیسم‌های کنترل اجتماعی، ایفای نقش می‌نمایند. این دو نوع هیجان، در پاسخ به ارزیابی منفی فرد از خود، بر پایۀ هنجارهای اجتماعی ایجاد می‌شوند. از آنجایی‌که دو هیجان شرم و گناه دارای ماهیت فرهنگ‌وابسته بوده، منطقی به نظر می‌رسد چنانچه ادعا کنیم که بررسی نمودها و مصادیق زبانی مرتبط با این دو نوع هیجان در یک زبان مشخص، می‌تواند در آشکارسازی فرهنگ حاکم بر جامعۀ موردنظر یاری‌رسان باشد. بنابراین، نظر به ماهیت فرهنگ‌وابستۀ هیجانات و رابطۀ تنگاتنگ میان زبان و فرهنگ، پژوهش کیفی حاضر بر آن است تا از رهگذر بررسی نمودهای زبانی مرتبط با این دو نوع هیجان در زبان فارسی، به فرهنگ‌کاوی این زبان همت گمارد. به منظور نیل به هدف موردنظر، پس از جمع‌آوری تعداد 756 نمونه از موارد مختلف کاربرد عبارات زبانی وابسته به مفاهیم «شرم» (نظیر شرمساری، روسیاهی، خجلت، ننگ، بی‌آبرویی، خجالت، خجول، حیا، آبرو، کم‌رو و ...) و «گناه» (همچون تقصیر، مقصر، گناه‌کار و ...) در موقعیت‌های مختلف طبیعی، نمونه‌های مذکور در بستر الگوی هایمز (1967) مورد تدقیق و واکاوی قرار خواهند گرفت. یافته‌های پژوهش حاضر ضمن صحه گذاردن بر حاکمیت قوی‌تر و قدرتمندتر فرهنگ شرم‌محور نسبت به فرهنگ گناه‌محور در فرهنگ ایران، برای ویژگی جمع‌گرایی ایرانیان نیز مهر تائیدی به شمار می‌روند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات